
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
15میگوید من با گوش خودم شنیدم و نوشتم، كلمه به كلمه و بعد دیگری هم نقل میكند، آنوقت میشود این روایت مستفیضه. بعد مستفیضه لفظی داریم، مستفیضه معنوی داریم، متواتر داریم ...
یك وقتی نه! فلان راوی میآید از امام یك مطلبی نقل میكند. خب شاید خودش عبارتها را عوض كرده و نقل به مفهوم كرده باشد.
حضرت برای رساندن به این مطلب خواستهاند یك كلمهای را برسانند كه استحباب باشد، آن آمده تعبیری آورده كه وجوب از آن فهمیده بشود؛ و بالعكس. خب حالا كه این را میتواند تشخیص بدهد؟
اینجاست كه مبنای ما بر در مسائل اصول این است كه اعتماد بر خبر واحد در اعتقادیات باطل است. به خبر واحد در مسائل اعتقادی نمیشود اعتماد كرد.
روی این جهت، این قضیه را رفقا باید بدانند كه روش بنده همیشه بر این بوده است كه به واسطه آن حسن ظنی كه رفقا به بنده دارند (و میدانند كه من مطلب مخفی ندارم از دوستان) به واسطه این حسن ظن، خب مسئولیت بنده، مسئولیت مضاعفی خواهد شد. چون یك وقتی خود شخص كاری به من ندارد، یك مطلبی مطرح بشود خودش بلند میشود میرود تحقیق خودش را میكند، كار خودش را انجام میدهد و بعد هم به هر نتیجهای كه رسید.
یك وقت آنچه را كه مطرح میشود، به آن ترتیب اثر میدهند و میآیند عمل میكنند. در اینجا دیگر بنده نمیتوانم به صرف آن تحقیق و تفحص دوستان بخواهم اكتفا كنم. اینجا باید مسئله به یك نحوی باشد كه خلاصه ما دیگر جلوی رفقایمان در روز قیامت شرمنده نباشیم چون آنجا بالاخره عالم حساب و كتاب و این حرفهاست.
حساسیتی كه مرحوم آقا نسبت به ارتباطات داشتند، آن حساسیت موجب شده است كه بنده نسبت به مسائل و قضایا خیلی حساس باشم، تا جایی كه به عهده بنده هست، یعنی به مسئولیت من برمیگردد. بله، ممكن است افرادی بگویند آقا ما خودمان میخواهیم برویم صحبت كنیم، منبر داشته باشیم، افراد را دور خودمان جمع كنیم، خودشان میدانند.
