
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 14 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر اراک
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 14 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر اراک
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
7امام حسین میآید روز عاشورا: من چكار كردهام با شما كه دارید میزنید؟
میگویند میخواهی كاری كرده باشی میخواهی نكرده باشی، یا با یزید بیعت كن، یا تكهتكهات میكنیم.
كذّبوا بآیات اللَه. خب این همانطور كه عرض كردم بارها، یك شبه پیدا نمیشود. این كار میبرد. یعنی یواشیواش، یواشیواش، همینطور میآید، میآید، تا به اینجایی میرسد كه هر كاری بگویید میكند، هركاری بگویید انجام میدهد، هركاری ... به اسم خدا! پیغمبر هم بیاید، او را هم با تیر میزند: برای چه آمدی؟
بابا من پیغمبرم!
بیخود! هركس هستی! ما اصلا تو را قبول نداریم! تو كه هستی؟ اصلا تو مونتاژی! تركیبی! بدل او هستی! رباتی! او نیستی! میگوید ها! وقتی كه نفس بخواهد توجیه بكند همهجور توجیه میكند. من دارم به آن خانم كذایی میگویم كه مرحوم آقا به من فرمودند در آن رؤیا، كه حرف حق تو را كسی نمیشنود، دهانت را ببند!
برمیدارد اینطوری میكند: خب معلوم است! معلوم است! وقتی ایشان حق است ...
میگویم آقا به من دارد میگوید!
میگوید خب نه، منظور ایشان است!
كَری؟ كَری؟ گوشت را گرفتهای؟ آقا به من میگوید حرف حقّ تو، خودِ تو، تو! «ت» «واو»!
میگوید نه، به شما كه خطاب كرده، یعنی منظورش ایشان بوده.
حالا باید به این خانم چه گفت؟ باید گفت خدا شفایت بدهد دیگر! چیزی دیگر آدم نمیتواند بگوید! آدم چیزی دیگر نمیتواند بگوید، هیچ! بلند شو برو خدا شفایت بدهد، خداحافظ.
آدم میرسد ها! آدم به اینجا میرسد كه میگویم آقا به من دارد میگوید، میگوید نه این كه به شما گفته، منظور ایشان است، منتها خطاب به شماست!!.
گفتم واللَه من با این چند سال درسی كه خواندهام نفهمیدم شما چه میگویید، هنگ كردهام كه چه ارتباطی به این و بین آن میتواند داشته باشد.
نباید به این مطالب خندید ها! باید فكر كرد، كه آدم چه به سر خودش میآورد كه به اینجا میرسد؟ واقعا چه به سر خودش میآورد؟ این كه بنده سالهای سال در تهران و اینطرف و آنطرف، افراد مختلف را بیم میدادم از اینكه خلاف نكنند، روی مواضعی كه من نظر دارم توجه كنند، و میدیدم كه توجه نمیكنند، به خاطر این بود كه به اینجا نرسند كه به جای اینكه انسان ایراد را در خود ببیند، درمیآید میگوید پسر آقا از مرام پدرش منحرف شده!.
