
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
51كوپالی! یك طنابی! چیزی ما هم بالاخره نباید از این عناوین و عبارات یك حظی داشته باشیم؟! الحمدلله خدا قسمت كرده! خدا قسمت شما نكند، قسمت ما كرده قسمت شما نكند.
اين مسائل خب براى روشن شدن اين مقدار بود در عين حال هر كس سوالى دارد، ابهامى دارد، هر كس كه دارد صحبت من را مىشنود و يا خواهد شنيد بنده آمادگى دارم كه پاسخگو باشم. ما قصد كوبيدن كسى را نداريم، خدا شاهد است، وقتى كه من آن مطالب را در جلد دوم اسرار ملكوت نوشتم قصد كوبيدن نداشتم. خط ها بود كه نوشتم و بعد خط زدم. در بیان یك مطلب اول استخاره میكردم و بعد مینوشتم. خیلی چیزها را میتوانستم بنویسم! ما قصد كوبیدن نداریم، ما قصد اصلاح داریم.
آقایانی كه پنبه را در گوشتان كردهاید شاید به یكی از حرفهای من یك سرسوزن توجه كنید و همان توجه باعث بشود كه یك روزنهای پیدا بشود، یك مسئلهای پیدا بشود و الا كار ما گذشته، بنده نه نیازی به سلام و علیك شما دارم و ان شاءاللَه هم تا آخر عمر این نیاز پیدا نخواهد شد و شما از این بابت از من در امانِ امان باشید، در حرز و امان باشید كه به شما نگاه نخواهم كرد.
پدرم در سه ماه آخر عمرشان تكلیف بعد از فوتش را برای من روشن كردند. به همان جهت نگاه به شما نمیكنم، اصلا فكر هم نمیكنم، این از این موضوع. آن افرادی كه شبهه پیدا كردند، خودتان خودتان، بالاخره سِنّی از شما گذشته، عمامههایی كه روی سرتان گذاشتید اینها را برای كی گذاشتید؟
اما این را بدانید آنهایی كه به جنگ امام حسین علیه السلام آمدند آنها هم عمامه داشتند، عمامه زرد داشتند، عمامه رنگی داشتند، عمامه سفید داشتند، همه آنها كلاه خودی و سبیل در رفته و اینها نبودند. و اینها بودند كه ابن زیاد و یزید توانستند از پس پسر پیغمبر برآیند، اینها بودند، این مطلب راجع به این قضیه.
