
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
47كه ایشان زده كه فلانی در قم گفته بگو جلوی ما بگوید.
نه من خودم تحقیق میكنم!
آقا تحقیقت تو را به اینجا رساند! خب بگو بیاید.
آقا این چه ترسی است؟ چرا انسان از بیان مطلب فرار كند؟ چرا از روشن شدن مطلب فرار كند؟ اینجا من دیدم دیگر بله خلاصه مثل اینكه دیگر پرونده ما دارد بسته میشود. حالا نیاز به توضیح بیشتر ندارم، بالاخره شد آنچه كه شد.
اما من چه كردم؟ كسانی كه به بنده گفتند ولی هستی! گفتم آقا بنده نیستم. گفتند ما معتقدیم! گفتم معتقدید! خیلی خب خودت میدانی و خدای خودت ولی هیچ تضمینی نیست از طرف من نسبت به تو در روز قیامت. اما اگر من ولی هستم شما حق گفتن این مطلب را حتی در یكجا هم نداری. مگر نمیگویی من ولی هستم! خب این آقا ولی، این بنده كه دارید میبینید! ولی هستم ...، خب حالا برای اینكه عقدهمان نشود گاهی اوقات به ما بگویند ولی! بالاخره تا از دنیا نرفتهایم به ما هم بگویند! الان دیگر ما عقدهمان نیست! چون كه عدهای به ما گفتند دیگر! بله الان ما دیگر عقده نداریم!
بنده شنیدم از همین اخوی: (كار من را نگاه كنید كار ایشان را هم نگاه كنید) آقای فلان آمده در مشهد به فلانی گفته اگر قرار است ولی باشد در قم است! گفتم به آقای فلانی بنده گفتهام حق نداری چنین حرفی را بزنی چطور چنین حرفی زده؟ و گفتم من میروم پیگیری میكنم. ایشان گفت نه! گفتم نه نداریم، من میروم. گفتم من نه ندارم، تو من را میشناسی، من نه ندارم، چون گفتی من باید بروم پیش طرف، یا نگو یا اگر گفتی، من پیگیری میكنم.
به طرف گفتم آقای فلانی شما همچنین حرفی را زدهای؟ گفت نه نزدم. گفتم زدید یا نزدید؟ تلفن را برمیدارید با خود اخوی صحبت میكنید. خب شاید نزده باشد، من چه میدانم، شاید به بیچاره تهمتی زده باشند. آنموقع باب تهمت و دروغ ... الان بعد از هجده سال است دارند خورشید را انكار میكنند، هجده سال، بعد از هجده سال ما نبودیم! ما نبودیم! این حرفها نبود! كی بود! چی بود! موش بود! گربه بود! دارند انكار میكنند. آنموقع كه دیگر الی ماشاء اللَه ...
