اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

15114
جلسات

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

45
  • مى‌دهيم. بسيار خب كسى كه ريگى به كفشش نيست بفرما، بسيار خب بيايد.

  • ومن در آن شب، بله اين را اقرار مى‌كنم كه شايد غلو كرده باشم در صحبت‌هايم، اين را مى‌گويم، نمى‌بايست اين‌قدر افراط كنم، ولى واللَه العظيم قصدم جز انسجام رفقا و عدم پراكندگى‌شان و اتحادشان بر محوريت ايشان چيز ديگرى نبود، بخاطر اين اگر حرفى زدم كه بعد مجبور شدم حرف خودم را تصحيح كنم بخاطر اين مسئله بوده است.

  • گفتم كه همان‌هايى كه الان دارند سنگ ولايت را نه به سينه بلكه به كله‌شان مى‌زنند، اينها، همين‌هايى بودند كه داشتند رفقا را پيش حاج اسماعيل دولابى و آقاى بهجت و امثال ذالك مى‌بردند و من جلوى اينها ايستادم. ولى خب هنوز معترض هستند.

  • مجبور بودم براى اينكه اطمينان بدهم اين حرف را بزنم و الا اعتقاد من ... عرض مى‌كنم در تعابير شايد افراط كردم در آن موقع، ولى اعتقادم بر اين بوده كه اگر ايشان من را داشته باشد مسئله‌اى پيش نخواهد آمد. و قرائن و شواهدى هم در آن زمان در اين قضيه بوده كه حالا نياز نيست اين مطلب را بيشتر از اين توضيح بدهم. خب حالا متوجه شدید كه علت آن قضیه چه بوده كه در آن زمان این حرف را زدم و الان و بعد آمدم حرفم را به این كیفیت پس گرفتم؟

  •  بعد كم كم كم كم دیدم آن حسن ظن دارد تبدیل دارد می‌شود به سردی. و كسانی از قم می‌رفتند پیش ایشان، از تهران می‌رفتند پیش ایشان ... از تهران طرف می‌رفت پیش ایشان و می‌گفت:" آسید محسن می‌گوید كه شما مجتهد نیستید!"

  •   من كی گفتم؟

  •   فلانی گفته!

  •   من پول بلیط هواپیمای طرف را می‌دهم. همین الان جلوی من تلفن كن تهران بگو بیاید.

  •   نه، من خودم تحقیق می‌كنم!

  •   نه آقا جان، تلفن كن بیاید ...

  •  آخر درد من یكی و دوتا نبوده آقایان، گفتم تلفن كن بیاد تا كذب او جلوی چشم شما روشن بشود! دیگر چطوری بگویم؟ چه قِسمی بگویم؟