
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
27چون ایشان خب به ما مقداری اظهار محبت داشت، خدا رحمتش كند، جریاناتی بود در زمان مرحوم آقا، قضایایی اتفاق افتاد، رفقا كه الان هستند در جریان هستند، آقای حاج نصیری، آقای اشكوری در جریان هستند كه چه مسائلی بوده، چه قضایایی بود، منتهی آن هم برای خودش یك داستانی است. میگویم ما همیشه در معرض هدف و سیبل برای این مطالب بودیم و بقیه كنار بودند و خاموش بودند و از این مطالب به عافیت میگذشتند!، به عافیت میگذشتند!.
خب ايشان آن شب در هتل به من اين حرف زدند كه بايد ايشان بيايد و تدارك كند و الا من نگرانم با اين تشتت و اختلافى كه ايشان ايجاد كرده، امشب من بميرم و تو نتوانى اين پرچم را بر عهده بگيرى. ایشان الان اعتراف میكند، ایشان نسبت به من حسن ظن داشت، من اعتراف میكنم، من هم نسبت به ایشان حسن ظن داشتم، این مسئله را الان هم در اینجا میگویم، الان هم من نسبت به ایشان حسن ظن دارم، حتی الان! مشروط به اینكه اطرافیان خودشان را از افراد فاسد و فاسق و شیاطین انس پاك كنند. اگر ایشان این كار را انجام بدهند همان شخص خواهد شد كه بعد از مرحوم آقا بود، بارها بنده به ایشان گفتم كه آقای اخوی اطرافیانت را از شیاطین پاك كنید، و به رفقا هم در جلسات خصوصی گفتهام، آیا نگفتم رفقا؟ كه امیدوار هستم و امید این را دارم كه یك روزی بیاید و این مسئله تحقق پیدا بكند؟
شیاطین! كدام شیاطین؟ همینهایی كه دارید میبینید، همینهایی كه دارند این حرفها را میزنند، همینهایی كه خورشید دارد میبیند ولی انكار میكند. ا ا ا همینهایی كه صاف در چشم آدم نگاه میكنند و دروغ میگویند. همین اینها، آقا خب بروید پی كارتان! سید را ولش كنید! سید اولاد پیغمبر ولش كنید! انشاءاللَه خدا روزیتان را از جای دیگری میدهد كه داده! و الحمدلله هر روز بله! هر روز به هر كیفیتی! دیروز جوری! و امروز جور دیگری! بله! الحمدلله! متنعم هستید! خب بروید، سید را ولش كنید! بابا بگذارید به كارش برسد، بگذارید به سیرش برسد، به دردهایش برسد، به مسائلش برسد. این را به رفقا میگفتم كه من نسبت به این مسئله امیدوار هستم، ما همیشه میخواهیم دعای بخیر بكنیم، ما كه نمیخواهیم دعای به شر بكنیم.
