
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
22این همه پدر ما فرمود كه گول مكاشفات را نخورید، مكاشفات را باید با مبانی بسنجید، برای كیگفت؟ برای همین میگفت، برای همین روز، برای روزی كه سرش را میگذارد زمین و الا تا وقتی كه خودش است كه این حرفها چرت است دیگر، این حرفها خزعبلات است دیگر، این حرفها را برای وقتی زد كه سرش را میگذارد زمین. و دیگر مرده كه صحبت نمیكند، بدنی كه در قبر است به سخن نمیآید. مبانی را برای این گذاشته، مگر غیر از این است؟ هان؟
نه تنها نسبت به اخوی نسبت به تمام افراد دیگر، حتی افرادی كه در اینجا هستند بنده ایستادم، حتی افرادی كه در اینجا هستند، حتی افرادی كه در تهران هستند، حتی افرادی كه در جاهای دیگر هستند، یك مرام و یك مكتب یا با این مبنا میخورد یا نمیخورد. چه كسی ایستاد؟ طبعا كسی هم كه میایستد با باقلوا و نُقل از او پذیرایی كه نمیشود.
اول شروع میكنند: حرفهایش مسئله دارد! حرفهایش مشكل دارد! این مسئله دارد! مشكل دارد! مال چیه؟ اول با این قضیه جلو میروند: ا با فلانی حرف میزنی؟ من خیال میكنم در حرفهایش یك چیزهایی هست ...
مرحوم آقا میگفتند وقتی كه نجف بودم با افراد دوست بودم، وقتی در بازار راه میرفتم انگار نه انگار كه ما دوست هستیم! طرف سرش را میكند آنطرف. یكوقتی ایشان این حرف را به من زدند:" پس آنجا معلوم است سالك هم بوده! چون ما این چیزها را از سلاك دیدم!" ا ا ما كه با هم رفیق بودیم معلوم میشد این آقا رفته زیرآبش را زده كه این آسید محمد حسین درویش و صوفی است! یك همچنین چیزی است! افكارش اینطوری است! چطور تو داری با او سلاموعلیك میكنی؟ چطور تو داری با او راه میروی؟ این بنده خدا ساده هم میترسید.
یادم هست، قشنگ یادم هست گفتم خب آقاجان این افراد ارزش رفاقت و سلاموعلیك را اصلا دارند؟
