
ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد
حقیقت ابتهاج عرفانی در عاشورا و اطاعت تربیتی از ولیّ الهی
ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد
3حکایت اطاعت مطلق علامه طهرانی از مرحوم حداد
از جمله مطالب دیگر قضیه اطاعت از ولیّ خدا بود که خب در اینگونه موارد یک مسائل دیگری مطرح شده است. قضیّهای است که ایشان به آقای حداد عرض کردند:
اگر این لیوان خون باشد و شما به من بگویید بخور من بلادرنگ آن را میخورم1
بله، این مطلب بوده و بنده خودم در آن مجلس حضور داشتم و هیچ جای انکار هم نیست، هم بنده در آن مجلس بودم و هم اخوی بزرگتر ما حضرت آقای آقا سید محمد صادق در آن مجلس حضور داشتند و در حضور ما مرحوم والد به آقای حداد اظهار کردند. ایشان که این مطلب را گفتند؛ آقای حداد سرشان را انداختند پایین، انگار حالت حجب و خجالت و اینها برای ایشان پیدا شد و هیچ صحبت نکردند. وقتی که ایشان از مجلس بیرون رفتند، آقای حداد رو به اخوی و بنده کردند، و فرمودند:
نگاه کنید به این پدرتان، ببینید این مرد چقدر تواضع دارد و به من چه میگوید؟ ایشان به من میگوید: «اگر این لیوان خون باشد و شما امر کنید من انجام میدهم و تناول میکنم!»2
و ایشان از این حالتِ ابراز مطلب توسط مرحوم آقا خیلی معجب بودند. اینها همه برای تربیت ما بود، میخواستند به ما بگویند شما هم باید همینطوری باشید، پدر شما اینطوری است و بیخود که کسی میان هزارها و میلیونها[نفر] علاّمه طهرانی نمیشود! این مطلب تمام شد.
این قضیه مثل سایر مسائل دیگری که مطرح است و شبهاتی را ایجاد کرده که مثلاً مگر استاد امر به حرام میکند؟
همه میگویند، ما هم میگوییم که خون حرام و نجس است و یکی از نجاسات مسلّمه خون است، طبعاً تناولش هم حرام است، استعمالش هم حرام است و در این مسئله هم هیچ جای شک و شبههای نیست. حالا صحبت در این است که اگر ما نگاه به[خصوصیات و] سیمای مرحوم علاّمه بکنیم، قبل از اینکه این حرفهایی که اینطرف و آنطرف مطرح میشود، در ذهن ما بیاید، چه چیزی در نظرمان میآید؟!
- اسرارملکوت، ج 2، ص 42؛ ج 3، ص .255.
- اسرارملکوت، ج 2، ص 42؛ ج 3، ص 245.
