
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
و جایگاه نماز جمعه و حج در اسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
11ما الآن در این زمان، زمانی هستیم که کارهایمان براساس شرک است. یعنی چه؟ یعنی وقتی میخواهیم نماز بخوانیم میگوییم: «این نماز ما الآن چجوری است؟!» میخواهیم روزه بگیریم، اینطور! میخواهیم مجلس داشته باشیم: «این مجلس چجوری میشود؟ آیا...!» نمیدانم، خلاصه، دیگر نیاز به توضیح نیست.
هر عملی بخواهیم انجام بدهیم، این عمل در آن یک مسئله میآید: «آیا پیامد دارد یا ندارد؟!» هر کاری بخواهیم انجام بدهیم، فوراً این مسئله به نظر میآید که: «آیا این پیامد دارد یا ندارد؟!» هر سخنی بخواهیم بگوییم، فکر میکنیم، سه دفعه، شش دفعه در دهانمان میچرخانیم، میچرخانیم، میچرخانیم، یکییکی پیامدهایش را رد میکنیم، رد میکنیم، آن چیزی که میآوریم بیرون تازه با 30 درصد، 40 درصد احتمال اینکه: «آیا [پیامد] دارد یا ندارد؟!» درست شد؟!
در زمان امام زمان این 30 درصدها نیست، این 40 درصدها نیست، یک هم نیست، صفرِ صفر! آنچه را که حق است صریح میتوانی بگویی، یک درصد به مخیّلهات نمیآید که چه خواهد شد! ابداً! بله، چرت و پرت نباید بگویی، تهمت نباید بزنی، غیبت نباید بکنی، حرف مفت نباید [بزنی]، اینها همه چیزهایی هست که... . ولی حرف حق، آقا انسان حرف حق نمیتواند بزند! عجب! اِ اِ اِ اِ! «نه، اینجا صلاح نیست! اینجا چه نیست!» صلاح نیست، چه نیست، چه حرفی [است]؟! این همان معنای «لا یُشرِکُ بِکَ شَیئًا» است.
حق محض بودن حکومت امام زمان علیه السّلام
وقتی امام علیه السّلام ظهور میکند، تازه انسان نفَس پیدا میکند: آخ جون! دیگر نه ترسی، نه خوفی، نه اضطرابی، نه تشویشی، نه نگرانیای، نه شنودی، نه در سیبش فلان است، نه...! هیچی، هیچی، هیچی، هیچی، هیچی، هیچی، هیچی وجود ندارد! بله؟! هیچی! نه دخالتی، نه تشریزی،1 نه تفحصی، نه تفحصی! در رفت، در آمد، در زندگی، در ... چرا؟ حکومت حق محض است! در حق محض کسی ترس ندارد، کسی خوف ندارد، چون حق محض است.2
اگر در حکومت امام زمان یک حرف حق زدی...؛ حق ها! تهمت بزنی میآیند گوشَت را میگیرند! نه، این حرفها نیست. آزادی و نمیدانم دیگر دموکراسی، این حرفها نیست، نه آقاجان! نه دموکراسی است، نه آزادی است، اینها نه. کسی غیبت کسی را نمیتواند بکند، تهمت کسی را نمیتواند بزند، پشت سرش نمیتواند بگوید، مزاحمش نمیتواند بشود، برای او ممانعت نمیتواند ایجاد کند، در کارهای او نمیتواند دخالت کند؛ هیچی، این حرفها خبری نیست! تمام شد! اینها مال الآن است! ولی حرف حق، امربهمعروف، نهیازمنکر، بهطور حق اگر باشد، هیچکس در هیچ نقطهای از دنیا همراه با آن بیان و همراه با آن عمل بهاندازۀ سر سوزنی نگرانی ندارد [که] حالا این چیزی [که] گفتند، فردا بیایند یقهاش را بگیرند! یقۀ چه کسی را میخواهند بگیرند؟! خود امام زمان میگوید بکنید، خودش دارد میگوید اینجوری بکنید، خودش دارد میگوید اینطور عمل بکنید.
- لغتنامۀ دهخدا: «تشریز: دشنام دادن، عذاب کردن.»
- الکافی، ج 1، ص 334:
«...ِ فَقالَ [أبوعبدِاللهِ عَلیهِ السّلامُ]: سُبحانَ اللهِ! أ ما تُحِبّونَ أن یُظهِرَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی الحقَّ و العَدلَ فی البِلادِ و یَجمَعَ اللهُ الکَلِمَةَ و یُؤَلِّفَ اللهُ بَینَ قُلوبٍ مُختَلِفَةٍ و لا یَعصُونَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فی أرضِهِ و تُقامَ حُدودُهُ فی خَلقِهِ و یَرُدَّ اللهُ الحقَّ إلیٰ أهلِهِ فَیَظهَرَ حتّیٰ لا یَستَخفِیَ بِشَیءٍ مِنَ الحقِّ مَخافَةَ أحَدٍ مِنَ الخَلق؟!...» ترجمه:
«... امام صادق علیه السّلام فرمود: سبحانالله! آیا دوست ندارید که خداوند تبارک و تعالیٰ حق و عدالت را در بلاد ظاهر سازد؟ و وحدت کلمه پدید آورد؟ و میان دلهای پراکنده ألفت ایجاد کند؟ و مردم بر روی زمینش نافرمانی او ننمایند؟ و حدود و احکام الهی در میان مردم اقامه گردد؟ و خداوند حق را به صاحبانش برگرداند تا حق بر همگان آشکار گردد؛ تا آنکه چیزی از بیان حق و عمل به حق، بهخاطر ترس و نگرانیِ أحدی از خلایقت پنهان نماند؟! ...»
