
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
و جایگاه نماز جمعه و حج در اسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
10و همینطور یکی از مطالبی که، مسائلی که این مورد تغافل است، این [است] که میگویند: «آقا، برو بیرون روزهات قضا بشود، بعد انجام بده!» این عمل هم خودش حرام است. یک وقت انسان برایش سفر پیش میآید میرود. ﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾1 «هرکه مریض است یا سفری برایش پیش میآید، یک عدۀ دیگر بگیرد.» یک سفر، سفر عادی، سفر ضروری، سفر... .
اما کسی برایاینکه روزهاش را بشکند برود سفر، حق ندارد! چرا؟ چون روزه واجب مطلق است نه واجب مشروط؛ مشروط نیست به اینکه در حَضَر باشید، مطلق است، خودت باید شرایط این حضر را فراهم کنی. آنچه که استثناء شده است این است که شما در سفر باشید، نهاینکه برای شکستن روزه بروی سفر؛ این دو تا است! توجه کردید؟! و این را من دیدهام کسی به این توجه ندارد، یعنی اشتباه بیان میشود. رفقا به این مسئله دقت داشته باشند! این قضیه، قضیۀ نماز است.
توضیح یَعبُدُکَ لا یُشرِکُ بِکَ شَیئًا
أعمال عبادی بدون شرک در زمان ظهور
حالا در اینجا حضرت دارد که:
یَعبُدُکَ لا یُشرِکُ بِکَ شَیئًا؛ «بدون هیچ شرکی رو بهسوی تو بیاورد!»
یعنی حرکاتش، سکناتش، نمازهایش، روزههایش، امربهمعروفهایش، نهیازمنکرهایش، توجه دادن همۀ خلایق [و] خودش بهسوی خدا، این با عدم شرک باشد، مطلق باشد، خالص باشد، ترس نداشته باشد. معلوم این است که ما در این دنیا قبل از ظهور حضرت شرک داریم دیگر! معنای این فقره این است دیگر، رودربایستی هم نداریم! بله، حالا، حرف زیاد است! بله، شنیدم که... . چه عرض کنم! آدم گاهی اوقات یک چیزهایی میشنود، یک چیزهایی میشنود آدم گاهی، در فکر فرو میرود!
یک بندهخدایی میگفت:
من هر وقتی سخنان فلان کس را میشنوم، عمیقاً در فکر فرو میروم، عمیقاً در فکر فرو میروم! یعنی قابل [فهم] نیست اصلاً، اصلاً باید بنشینم فکر کنم این حرف از کجایش درآمده!
یک وقت آدم یک چیزی میشنود، تعجب میکند از یک شخص که این مثلاً چرا این حرف را زده؟! یک وقت یک حرفی میشنود اصلاً وحشت میکند! [اما] یک وقت یک حرفی میزند دوتا شاخ از اینجایش درمیآید! دوتا شاخ درمیآید! این چیست اصلاً؟! بعد میگوییم که خدایا این چه خورده بندهخدا [که] یکهمچنین خلاصه شطحیاتی بروز میدهد؟! بله.
- سوره بقره (2) آیه 184.
