
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
7نه معنا از بین برود و اصلاً ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ﴾ یعنی بیخود، کشک، ﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ یعنی کشک، نه! و نه اینکه در معنا بمانی، بعد آن ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ﴾ ﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ رحمن چیست؟ رحیم چیست؟ موارد استعمالش چیست؟ عجب! خدا پس کجا رفت؟! اینکه نشد، این آن معنای جمعی است که این هر دو را[شامل میشود.] امام صادق در این معنا بودند. در توجه به این دو خطی که بر هر دو خط حرکت و سیر نفس بهسوی خدا در آنجا شروع و ختم میشده است.
خیلی باید از خدا شاکر باشیم، واقعاً باید از خدا شاکر باشیم که خدا چه منتی بر ما گذاشته!
حکایتی درباره نماز از مرحوم استاد حسینی طهرانی
آن زمانهایی که ما فیضیه میرفتیم، من هر روز غروبها نماز مرحوم آقا شیخ محمد علی اراکی میرفتم؛ چون من به مرحوم آقا گفته بودم آقاجان، قم که میروم، نماز فلانی بروم؟ ـ یک شخص را گفته بودم ـ ایشان گفتند: «برو نماز آقا شیخ محمد علی اراکی.» دیگر ما شبها به نماز ایشان در فیضیه میرفتیم و بعد به حجره برمیگشتیم. هر روز یک ساعت به غروب دیگر مطالعه و اینها نمیکردیم، حرم میرفتیم و بعد به فیضیه برمیگشتیم، و مدتی مینشستیم و یک ربع، بیست دقیقه، نیم ساعت و بعد نماز ایشان شروع میشد. و نماز میخواندیم و به حجره میآمدیم،
یک دفعه من سر تشهد نشسته بودم، یک خرده همچین کمرم حالا سیخِ سیخ عین بتن نبود همچین یک خردهای انحناء داشت، شیخ ریش سفیدی نشسته بود، ـ اسمش را نمیدانم چیست، ولی [همیشه] آنجا بود ـ آقا این دستش را آورد پشت ما، به پشت ما یک ضربه زد، یکدفعه شوکه شدیم، اینطوری شدیم این چه میگوید؟!چرا به پشت ما میزند، چیزی پیدا کرده؟! خلاصه ما که نفهمیدیم برای چه میزند، دوباره یکخرده سرم خم شد، یکی دیگر از این پشت به ما زد، من فهمیدم که او برای همین خم شدن میزند، خب ما هم از آنجایی که یک چیزیمان میشد مدام سرم را خم میکردیم و او دائماً میزد، دوباره یکخرده سرم خم میشد و او هم به پشت به ما میزد. این تا دم سلام شش هفت دفعه زد، این مأموریت داشت کمر ما را راست کند! وقتی تمام شد گفت: آقا چرا شما رعایت نمیکنید؟ گفتم: چی را رعایت نمیکنم؟ گفت: که باید در حال نشسته اینطوری باشی با من لج میکنی؟ گفتم که اصلاً چه کسی شما را مامور کمر من کرده؟ آقاجان! تو بنشین تشهد خودت را بخوان، به تو چه ربطی دارد که من راست میشوم یا خم میشوم؟ سجده میروم چه ربطی به تو دارد؟ گفت: آقا، تازه حرف هم دارد! گفتم تو مامور کمر من هستی؟!
