
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
6آقای حداد میگویند که:
خب حالا اینکه شما دفع خواطر میکنی آخر اینجا جایش نیست، آن خواطر را باید بیرون دفع کرد، وقتی که تکبیر بسته میشود دیگر خاطرهای نماند، شما تکبیر میبندید تازه میروید دنبال دفع خواطر! پس کی دنبال خدا میروید؟!1
شما میروید که با خدا حرف بزنید یا [با خود حرف میزنید و میگویید:] «ملاقاتی که امروز با فلان آقا کردم، چطور جوابش را دادم. این را چطور[از ذهنم] بزنم کنار؟!» «فلان کس که اینطور به من حرف زده، چطوری جواب او را دادم. این را چطور[از ذهنم] بزنم کنار؟!» عجب! خب این [افکار] میاد دیگر؛ چون شیطان که آرام نمینشیند این را میبرید یکی دیگر را میفرستد، آن را دفع میکنید، سومی را میفرستد، إلیماشاءالله هم دارد، اگر شده از زمین و زمان و ماه و کهکشان هم که شده مدام میکشاند، نمیدانم نپتون کجاست و چند کیلومتر است؟! آقا، به تو چه ربطی دارد، حالا ستاره نپتون و اورانوس و پلینوس و این حرفها چیست؟! جدی سر نماز! آخر چیزی که اصلاً تا حالا به فکر ما نرسیده، سر نماز میآید، خب آنوقت مدام باید آن را رد کنی، مدام باید آن را رد کنی، اگر رد نکنی، میایستد، تشریف نمیبرد، همه میایستد! آنوقت اینجا است که ایشان میگویند: «به جای دفع خواطر فقط توجه به یک طرف کن» دیگر آن خاطر دیگر میرود. چون وقتی بیاید دیگر آن از بین میبرد، ﴿وَهوَ ٱلۡقاهِرُ فَوۡقَ عِبادِهِۦ﴾2 آن جنبه قهریت میآید کنار میزند و دیگر غیری را (همه غیرهای اعتباری) باقی نمیگذارد.
دو رویکرد به نماز: رویکرد عرفانی و مکاتب دیگر
پس ببینید، چقدر این مکتب با سایر مکاتب و شرایع فاصله دارد، اصلاً از زمین تا آسمان فاصله دارد. آن میگوید: «نماز بخوان فقط به عنوان حکایت» بخوان و اصلاً نه کاری به معنا داشته باش، هیچکس، نه خدا و نه پیغمبری، همینکه الله اکبر گفتی و دوتا الاکلنگ و جفتک انداختی همین کافی است! همینقدر بیشتر از ما نخواستند. این میگوید: «وقتی که میخواهی بیایی اصلاً باید از معنا هم رد بشوی؛ از آن معنا و مفهوم هم باید رد شوی» آن معنا را در ذهن و ته دل باید داشته باشی؛ ولی خودت را با فوق آن معنا باید احساس کنی، آن معنا را در زیر و توجه هم از رو، بهطور دو خط که یکی مافوق دیگری است همینطوری حرکت کند بیاید جلو.
- روح مجرد، متن، ص: 161 و162.
- قسمتی از سوره انعام (6) آیه 18.
