
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
4از حضرت سؤال کردند که چرا اینطوری شد؟ حضرت فرمودند:
من وقتی که به این آیه و فقره رسیدم، مدام احساس کردم که کس دیگری با من خطاب میکند. و من مشکوک شدم، دوباره گفتم که دوباره آن خطاب را بشنوم، سه باره گفتم تا سه باره بشنوم، تا اینکه یکمرتبه دیدم آن کسی که خطاب میکند و این کسی که مورد خطاب قرار میشود هر دو یکی است1
آنوقت در آنجا دیگر این بدن نمیتواند آن فشارهای اشراقی را تحمل کند. و افرادی دیگری هم پیدا میشدند، بقیّه افراد، انبیا، پیغمبر، از همین مسائل و مطالب بوده.
حالات معنوی آقای حداد در هنگام وضو
مرحوم آقا راجع به آقای حداد میفرمودند:
گاهی از اوقات شب که ایشان میرفتند برای اینکه وضو بگیرند دیگر کسی از ایشان خبر نداشت، که مثلاً به اطاق برگردند، نزدیکهای صبح میرفتند و میدیدند که (حالا کسی از همان افراد آن طبقه بلند میشده است) ایشان همانطور در کنار آن دستشویی که داشتند وضو میگرفتند، افتادهاند یا روی زمین افتادهاند یا نشستهاند و هیچ حرکتی ندارند. گاهی اوقات خودشان بهحال میآمدند و گاهی اوقات هم بهواسطه سببی[متوجه میشدند] و این مسائل برای ایشان خیلی اتفاق میافتاد
این هم همان است؛ یعنی وقتی که میخواهد وضو بگیرد یکمرتبه چنان آن عالم طهارت میآید و او را میگیرد و در خود جذب میکند که بدن نمیتواند دوام بیاورد. خلاصه توان ندارد و همانجا میافتد.
انتقاد از نگاه سطحی به نماز و اکتفاء به ظاهر
آنوقت شما ببینید، این احکامی که بعضیها میدهند مثلاً: «در نماز باید انسان قصد واقعی این معانی را نداشته باشد!» یعنی روزنامه بخواند! معنایش این است، حالا روزنامه هم بخواند باز هم معنای آن روزنامه را میفهمد، یعنی وقتی که شما میگویید ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾2 شما فقط موظف هستید این عبارت را بخوانید به معنایش نباید کار داشته باشید؛ چون اصلاً شما که نمیفهمید ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾ چیست؛ پس یک حرف لغوی زدید، یا اینکه وقتی که میگویید ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ﴾ خب واقعاً که ما او را عبادت نمیکنیم، [بله] یک عبادت ظاهری هست! حالا که اینطور هست؛ پس ما مکلف هستیم به اینکه این عبارت را بخوانیم و کاری به معنایش نداشته باشیم، حالا هرچه میخواهد باشد!
- المحجّة البيضاء، ج 1، ص 352، به نقل از بحار الأنوار، ج 18، ص 197:
إنَّهُ سُئِلَ عَلَيهِ السَّلامُ عَن حالَة لَحِقَتهُ فى الصّلاة حَتَّى خَرَّ مَغْشِيًّا عَلَيه، فَلَمّا أفاقَ قِيلَ لَهُ فى ذَلكَ، فَقالَ:
ما زِلتُ ارَدِّدُ هَذِه الآية عَلَى قَلبِى حَتَّى سَمِعتُها مِن المُتَكَلِّمِ بِها، فَلَم يَلبَثْ جِسمِى لِمُعَايَنَة قُدرَتِهِ.
از امام صادق عليه السّلام سؤال شد كه چطور در هنگام نماز و قرائت حمد حالتى بر آن حضرت غالب شد كه بيهوش بروى زمين افتاد، وقتى كه حضرت به حال اعتدال در آمدند فرمودند:
پيوسته اين آيه را در قلبم مرور مىكردم تا اينكه از زبان نازل كننده آن، آن را شنيدم ديگر جسم من ياراى تحمّل يك چنين عنايت و افاضهاى را نداشت و بر زمين افتاد.
و ظاهراً مراد از هذه الآية در كلام حضرت «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» است، كما آنكه در فلاح السائل به همين قسم از كلينى نقل كرده است. - سوره فاتحه (1) آیه 1.
- المحجّة البيضاء، ج 1، ص 352، به نقل از بحار الأنوار، ج 18، ص 197:
