
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
9خب این نشان میدهد که اصلاً حال و هوای ما در نماز و عبادت یا در قرآن یک چیز پرت و پلایی است، اصلاً یک چیزی است، مسائلی است. دیگر خدا دست ما را بگیرد و با این معانی و حقایق ما را آشنا کند، فهم و معرفت آن را بدهد و آشنا کند.
حکایتی از نماز علامه طهرانی و مرحوم آقای حداد
گاهی اتفاق میافتاد که با آقای حداد به همین قبرستان کربلا که خودشان در آن دفن هستند، میرفتیم، موقع مغرب بود که به آنجا میرفتیم (مرحوم آقا برای نماز جلو میایستادند ولی صبحها همیشه یا خیلی اوقات آقای حداد جلو میایستادند، ولی غروبها یا گاهی اوقات آقا جلو میایستادند.) بعد آقای حداد به من میگفتند «سورههای بلند بخوان» من هم سورههای توحیدی حدید و حشر و اینها را میخواندم. من در نماز احساس میکردم که یک قوّهای دائماً میآید و من را روی آن حقایق و معانی میایستاند و دائماً من را تثبیت میکند!» کاملا برای من این مسئله محسوس بود که انگار مدام تمرکزم و توجهم دائماً بیشتر میشود، تثبیت روی این معانی و این الفاظ مدام بیشتر میشود. 1
آقای حداد هم که میگفتند سوره بلند بخوان یعنی ما از عقب ریموت کنترل دستمان است و میدانیم چهکار کنیم، هرچه بیشتر باشد این قضیه بیشتر است. خب این چه نمازی است؟ پس ما چه میخوانیم! آنها چه میخوانند؟ آن نمازی که آنها میخواندند و [عبادتی که] میکردند دیگر خوش به حالشان. انشاالله خدا دست ما را هم بگیرد و ببرد از آن چیزهایی که یک خردهاش را دیدیم نه اینکه چشیدیم از آن چیزهایی که دیدیم بچشاند الهی امین.
اللَهمّ صل علی محمّد و آل محمّد
- سید پیرمردی که بعداً جزو مخالفین شد او هم یک دفعه همراه ما بود و مرحوم آقا آنجا سوره حشر و حدید خواندند، این هم خب پیر بود و دیگر وقتی نماز تمام شد دست گذاشت به کمرش گفت والله انکسر ظهری.
