اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن

عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب

15786
جلسات
نسخه عربی

حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن

8
  • حالا تو که مامور کمر من هستی، پس خدا کجا رفت؟ چشم تو همه‌ به این است که این دوباره خم شده، گفتم من هم یک چیزیم می‌شد آخر دیگر من هم که بچه سر به راهی نبودم گفتم اینکه این‌طوری می‌کند حالا بگذار، سرکارش بگذاریم، من حدود نوزده سالم بود. خلاصه گفتم تو مامور کمر من هستی که دائماً کمر من را راست می‌کنی؟ توجه می‌کنید؟! خب این چه نمازی شد؟ بنده خدا، تو که این‌طوری می‌کنی پس همه نماز تو همین‌طوری است از آن اولی که تکبیر می‌گویی تا آن آخری که می‌خواهی کمر ما را راست کنی، همه اوضاعت در همین مسیر حرکت می‌کنی.

  • مقایسه نماز عارفانه مرحوم آقای حداد با دیگران

  • تا اینکه آقا، یک دفعه در کنار آقای حداد می‌ایستید همین‌که الله اکبر می‌گوید اصلاً می‌بینید، رفت! اصلاً معلوم نیست کجا رفت، یعنی جداً ایشان این‌طوری بودند، وقتی که الله اکبر می‌گفتند اگر در چشمهایشان نگاه می‌کردیم، می‌دیدیم چشم جای دیگر است. ممکن است حالا به جلو[نگاه کند] ؛ مثلاً دیدید گاهی اوقات بعضی‌ها یا بچه‌ها مات می‌شوند چشمشان یک‌جا مات می‌شود، مدام دستش را تکان می‌دهید یک‌دفعه متوجه می‌شود، ایشان اصلاً این‌طوری بودند وقتی که تکبیر می‌گفتند چشمشان مثل همین چشم این افراد دیگر اصلاً تغییر حالت می‌داد. این هم یک نماز است، آن یک شخص است، این هم یک شخص است!

  • الحمدلله، خدا را شکر که اینها بودند و ما را به این مسائل و به این قضایا آشنا و وارد کردند.

  • دیگران را نگاه می‌کنید که می‌رود نماز بخواند، موبایلش را هم کنار مهرش می‌برد و همان‌جا می‌گذارد، خب موبایل را حداقل روی طاقچه بگذار. من خود دیدم اصلا، یک دفعه یک‌جا ـ منزل یکی از اشخاص ـ رفته بودم، او نماز می‌خواند و متوجه نشده بود که من حالا آمده‌ام و پشت روی صندلی نشستم، یک‌دفعه وسط رکوع این جنابِ موبایلش شروع کرد بوق زدن! او سریعاً تا قبل از اینکه برود سجده، رفت و با [گوشه چشم] نگاه می‌کرد که و مثلاً ببیند که این کیست تا بعد با او تماس بگیرد بعد به سجده رفت! این هم یک نماز است!.