
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب
حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن
3دستورالعمل علامه طهرانی برای حضور قلب در تلاوت قرآن
یکی از دستوراتی که مرحوم آقا به شاگردانشان میدادند این بود: «وقتی قرآن میخوانند خود را مستمع، و قاری را خداوند فرض کنند.» در واقع این قرائت ظهور آن اسم مُلهِم و مفیض و مُسمِع او است، یعنی انسان در دو شخصیت حرکت میکند؛ شخصیت اول خودش است که میشنود و مطالب را درک میکند، شخصیت دوم اینکه خودش دارد به خودش میگوید، خودش این آیات و معانی را از طرف خدا به خودش القا میکند. و او فقط یک جنبه واسطی دارد، واسطه است: ولی چیزی در خودش نیست او مثل رودخانهای است که آب در آن جاری میشود. و این رودخانه خودش کارهای نیست فقط فضایی است که این آب در آن جاری میشود. و این آب را به مزارع و باغات و کشاورزی و منازل میرساند، حالا رودخانه بیاید به خودش بگوید «این من بودم!»به آن میگوییم نه، تو نبودی، هرچه بود آب است، منتهی این آب بالأخره جایی میخواهد، یا لوله یا جوی آب یا اینکه رودخانه بالأخره اینها همه ظرف هستند. خب در این نگاه ما میشویم ظرف، آنکه القا میکند آن پروردگار است، او این مطالب را القا میکند، پس انسان احساس میکند مخاطب این آیات خود او است، این احساس را میکند و این معنا دائماً قوی و قویتر میشود تا اینکه احساس میکند گوینده و شنونده یکی است، این مرتبه دیگر بالاترین حد برای درک شهودی این مسئله و قضیه است.
حکایتی از حالت معنوی امام صادق علیه السلام در هنگام نماز
لذا روایتش هست و مرحوم آقا آوردهاند1 که دیده شده حضرت امام صادق علیه السّلام وقتی که نماز میخواندند مثلاً وقتی ایشان به ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ﴾ رسیدند مدام شروع کردند به گفتن ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾2، ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ بعد یکدفعه حضرت افتادند، این ﴿إِيّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ مدام حضرت را جلو میبرد و مدام به آن مرتبۀ وحدت نزدیک میکرد، آنقدر نزدیک کرد تا اینکه آن تجلی وحدت آنقدر قوی بود که حضرت در قبال او نتوانستند آن مقام جمعیت را حفظ کنند و بدن افتاد.[بدن دیگر تحمل] نداشت
- انوار الملكوت، ج1، ص: 153.
- سوره فاتحه (1) آیه 5.
