اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب

نیمه شعبان 1439هـ.ق

15707
جلسات

حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب

12
  • ما صحبت کرد! فقط هم صحبت در این مسائل بود که امام زمان کی ظهور می‌کند! فلان‌کس این خواب را دیده است! فلان‌کس این مکاشفه را دیده است! فلان‌کس این حرف را زده است! من چند مرتبه می‌خواستم بگویم که آقا پنج دقیقه رد شد! خودمان کار داشتیم، اما این بندۀ خدا تمام نمی‌کرد! بالأخره در زدند و چند نفر دیگر آمدند و ما رفتیم. البتّه قبل از رفتن مطلبی هم بین ما رد و بدل شد که اینجا جای گفتنش نیست. بعد ما بیرون آمدیم. همان کسی که اصرار می‌کرد که برویم و اینها را ببینیم ـ خدا او را رحمت کند ـ به ما رو کرد و گفت: «تو درست گفته بودی که اصلاً لازم نیست به دیدن اینها برویم، اما ما به حرفت گوش ندادیم!»

  • من در تمام مدت عمر مرحوم آقا حتی یک دفعه هم نشنیدم ایشان راجع به مسئلۀ ظهور حرف بزند! البتّه یک بار به‌طور ایهام و اشاره مطلبی گفتند که بنده هم حضور داشتم؛ ولی این‌طور نبود که بگویند که وقتش این است یا فلان موقع حضرت ظهور می‌کنند یا امثال اینها.

  • اما وقتی اسم امام زمان می‌آمد، چهرۀ مرحوم آقا قرمز می‌شد، سرشان را به زیر می‌انداختند و هیچ صحبتی نمی‌کردند. من این مطلب را به همین صورت در سیمای مرحوم آقای حداد هم می‌دیدم. ایشان که هر وقت می‌خواستند بلند شوند و هر وقت می‌خواستند بنشینند یا کاری کنند، ذکرشان «یا صاحب الزمان» بود.

  • اتفاقاً چندی پیش روایتی از امام صادق علیه‌ السّلام دیدم که حضرت هرگاه اسم رسول خدا می‌آمد چهرۀ‌شان برافروخته می‌شد و سرشان را به زیر می‌انداختند.1 گفتم 

    1. . رجوع شود به الکافی، ج 6، ص 39؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص 169:
      «عَن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ خالِدٍ عَن أبیهِ قالَ حَدَّثَنا أبوأحمَدَ مُحَمَّدُ بنُ زیادٍ الأزدیُّ قالَ: سَمِعتُ مالِکَ بنَ أنَسٍ فَقیهَ المَدینَةِ یَقولُ:... کانَ [الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ] علیه‌السّلام رَجُلًا لا یَخلو مِن إحدَى ثَلاثِ خِصالٍ إمّا صائِماً وَ إمّا قائِماً وَ إمّا ذاکِراً وَ کانَ مِن عُظَماءِ العِبادِ وَ أکابِرِ الزُّهّادِ الَّذینَ یَخشَونَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کانَ کَثیرَ الحَدیثِ طَیِّبَ المُجالَسَةِ کَثیرَ الفَوائِدِ فَإذا قالَ قالَ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم اخضَرَّ مَرَّةً وَ اصفَرَّ أُخرَى حَتَّى یُنکِرَهُ مَن کانَ یَعرِفُه‌... .»
      «ابواحمد أزدیّ گوید: از مالک بن انس فقیه مدینه شنیدم که می‌گفت: صادق علیه‌السّلام مردی بود که همواره در یکی از این سه حال بود، یا روزه‌دار بود یا در حال قیام (در نماز) و یا در حال ذکر خدا! و از بزرگان بندگان و زُهّاد بود؛ از آنان‌که همواره از خداوند عزّوجلّ در خوف و خشیت‌اند! بسیار حدیث روایت می‌کرد و هم‌نشینی نیکو و پرفایده بود، چون از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نامی می‌بُرد رنگ رخساره‌اش لحظه‌ای کبود و لحظۀ دیگر زرد می‌گشت و آن‌چنان چهره‌اش دگرگون می‌گشت که آشنایان نیز او را نمی‌شناختند!» (محقق)