حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
3﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْ﴾؛ «به ریسمان خدا متمسک بشوید و به هیچ ریسمان دیگری دست نزنید و دل نبندید!»
﴿وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾؛ «به یاد بیاورید منّت و نعمتی را که خدا بر شما مرحمت فرمود در آن وقتی که شما همه با هم دشمن بودید، دلهایتان از همدیگر جدا بود، روحتان با یکدیگر تلائم نداشت، هر کدام به راه خود میرفتید و مسیر خاص خودتان را انتخاب میکردید.»
﴿فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوٰنٗا﴾؛ «او شما را جمع کرد، دلهایتان را به هم نزدیک کرد، روحهایتان را به هم تلائم داد، شما را در یک راه قرار داد و قلوبتان را در یک راه مستقر کرد.»
این آیه مربوط به زمان پیغمبر و جاهلیت است که وضع مردم در آنموقع و اینکه در چه فضا و عالمی بودند معلوم است و همه هم کموبیش اطلاع دارند.
﴿وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ﴾؛ «شما دقیقاً در کنار آتش بودید؛ یعنی یک قدم این طرف میگذاشتید در آتش میافتادید! همیشه از خط کنار آتش رد میشدید بهطوریکه آن لهیب آتش به شما میخورد و گرمای آتش را احساس میکردید.»
﴿فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَا﴾؛ «دست شما را گرفت و به آنچنان مسافتی پرت کرد که اصلاً آتش دیگر با شما کاری ندارد و آن لهیب آتش دیگر با شما ارتباطی ندارد، حتی فکر آتش هم به سرتان نمیزند!»
﴿كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَهُ لَكُمۡ ءَايٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾؛ «خداوند آیات خودش را برای شما اینطور نشان میدهد که شما را به راه بیاورد.»
بعد مرحوم آقا شروع به صحبت کردند و مطلبشان راجع به این بود که رسول خدا، این مرد الهی، ظهور خدا در زمین است و به عبارت دیگر، خدای مُجَسَّد است؛ یعنی انسان وقتی که میخواهد به خدا نگاه کند، به او میگویند بفرمایید این پیغمبر، حیّ و حاضر، نگاه کن ببین چه میکند، چطور صحبت میکند، چطور راه میرود و چطور با مردم و افراد برخورد میکند. راه و روش او در دستگیری، در هدایت، در

