
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
نیمه شعبان 1439هـ.ق
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
23یک روز نیستم؛ باشم یا نباشم، این مجالس باید در همینجا باشد حیًّا و میّتًا؛ همان وصیتی که مرحوم آقا در بیمارستان به خود بنده کردند:
فلانی، این مجالس باید حیًّا و میّتًا در همینجا باشد و تو هم باید بر این مسئله نظارت کنی.
اینجاست که ما متوجه میشویم که قضیّه چیست و چرا مرحوم آقا بعد از اینکه چهارده سال خودشان در همین بساط بودند ـ هفت سال در قم شاگردی علامه طباطبائی را کرده بودند، هم شاگردی ظاهر و هم شاگردی باطن، و هفت سال هم در نجف باز از مرحوم علامه طباطبائی دستوراتی داشتند، که البته چهار سال در نجف شاگردی مرحوم آقا شیخ محمّدجواد انصاری را کرده بودند و از ایشان دستور میگرفتند ـ وقتی ایشان با پای پیاده به کربلا میآیند و به زیارت آقای حداد نائل میشوند ـ همانطوریکه در روح مجرّد هست ـ میفرمایند:
امام حسین، نصیبِ زیارت با پای پیادۀ ما را در نیمۀ شعبان، ملاقات با آقای حداد قرار داد! و من با لقای آقای حداد دیگر به همهچیز رسیدم!1
یکچنین کسی دارد این حرف را میزند! عالمی که حتی از لحاظ علوم ظاهری، علمای نجف میگفتند: «اگر آقا سید محمّدحسین در نجف بماند مرجعیّت شیعه انحصار در او پیدا میکند!»2 پس اینجا یک خبری هست، و این همان ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَهِ﴾ است.
حالا فهمیدید ما چقدر باید قدر خودمان و قدر این مکتب و این مدرسه را بدانیم! این مطالب را برای سروران و اعزّه و عدهای که امروز ملبّس به لباس اهلعلم میشوند دارم عرض میکنم: باید بدانیم که چه هدفی را در نظر بگیریم، سایر حبال و ریسمانها را کنار بگذاریم، اینکه آیندۀمان اینطور بشود یا آنطور بشود، همه را
- . روح مجرّد، ص 24 ـ 28.
- . رجوع شود به افق وحی، ص 536؛ مهر فروزان، ص 53.
