
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
نیمه شعبان 1439هـ.ق
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
21تشکیل مجالس ذکر اهلبیت بر محور مبانی اولیا مصداق تمسک به حبلالله
میخواهم شما را به نکتۀ دقیقی متوجه کنم: چرا ما اینجا جمع شدهایم؟ آیا بهخاطر اینکه روز عید است؟ بسیار خوب، همهجا مجلس عید است و همۀ مساجد و حسینیهها عید گرفتهاند. آیا بهخاطر من است؟ هیچکدام از شما به خاطر من اینجا نیامدهاید. من هم یکی مثل شما، تفاوتی نمیکنم. یک روز هستم، یک روز نیستم، یک روز در مجلس شرکت میکنم، یک روز شرکت نمیکنم. در این مدت بسیار اتفاق افتاده است که شرکت نکنم؛ اگر مقتضای حالم باشد میآیم، اگر حالم اقتضا نکند نمیآیم. آیا بهخاطر صحبتهای من میآیید؟ صحبتهایمان هم آنچنان آش دهنسوزی نیست! بلکه آن چیزی که در ذهن همۀ ماست این است که یک جا و فضایی برای صحبت کردن دربارۀ آن مسیر و راه بزرگان که خودمان در آن داریم میرویم، لازم است.
وقتی شما نگاه میکنید که یک عالم معروف کتاب مینویسد ـ کتابش الآن در همهجا هست و میتوانید بگیرید ـ و بزرگان از اهلمعرفت، مثل مرحوم آقا و آقای حداد را جزء عرفای کذّابین خطاب میکند،1 و دیگران هم همینطور هستند و در همهجا خبرها و مطالب همهاش همین است و در همین فضاها است، دیگر طبیعی است که شما افکارتان و ذهنتان و قلبتان را به جایی ببرید که آنجا خبرهای دیگری باشد.
﴿إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ﴾؛ حالاکه ریز و درشت همۀ اینهایی را که در این فضاها هستند دیدیم، خدا ما را از این فضاها و از این برو و بیاها و پلاکاردها و تبلیغات جدا میکند و به جایی میآورد که ببینیم در آن طرف چه خبر است و آن بزرگان چه میگویند و از آن سمت چه نسیمی میآید.
این جلسات به همین خاطر است؛ من هم به همین خاطر اینجا میآیم، شما هم به همین خاطر اینجا میآیید، و برای همۀمان آن مقصد و آن هدف مورد نظر است؛ وإلاّ به بنده ارتباطی ندارد و شخص و فرد مطرح نیست. من یک روز هستم و
- . تزکیة النفس، سید کاظم حسینی حائری، ص 146 و 147، 449 ـ 500.
