
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
نیمه شعبان 1439هـ.ق
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
19ٱللَهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾. این عدو و عِداء و دشمنی برای چیست؟ همۀ اینها برای جهل است و ناشی از عدم معرفت است. انسان وقتی که جهل دارد و معرفت ندارد، راههای متمایز و متفارق را طی میکند، نه آن راه مشترک را. وقتی که جهل دارد با خودش میگوید: چرا فلانی با من اینطور کرد؟ پس با او قطع رابطه میکنم! اگر فلانی یک دفعه با تو این کار را کرد، چرا نمیگویی شاید خطا کرده است؟! چرا میگویی با او قطع رابطه میکنم، و خیلی راحت قطع رابطه میکنی؟! تازه درصورتی قطع رابطه میکند که نفعی نبیند؛ وإلاّ اگر نفعی ببیند آن خطا سست میشود و خودش را نشان نمیدهد.
ما هیچوقت نمیخواهیم بنای خودمان را در مسائل مشترک قرار بدهیم، بلکه در آن مسائل مختلف قرار میدهیم و میگوییم: فلانکس اینجا نیامد، فلانکس این کار را نکرد، فلانکس این حرف را زد، فلانکس آن کار را کرد و... . بیایید بنشینید فکر کنید و بگویید: این کاری که این کرده شاید خطا بوده است. همۀ اینها برای هوای نفس و تنگنظری و عدم معرفت است.
اینها دستورات سلوکی است. فکر نکنید سلوک فقط آمدن و ذکر گفتن و امثالذلک است. بارها گفتهام: اگر ما سلوک را صد در نظر بگیریم، نود و پنج درصد اینگونه دستورات است و پنج درصد ذکر و چیزهای دیگر است.
آنچه مربوط به جاهلیت و مسائل مربوط به آن بود به جای خود محفوظ؛ اما ما الآن چه هستیم؟! ما الآن در هواهای خودمان، در کیفیت و بینش خودمان و در اعتباراتی که برای خودمان قرار دادیم داریم حرکت میکنیم. خدا و اولیای خدا این هواها را کنار میزنند و همان نقطۀ مشترک را میگیرند و میگویند آیا این فرد رفیقت هست یا نه؟ از خدا میگوید یا نه؟ دنبال خدا هست یا نه؟ دنبال امام هست یا نه؟ دنبال این مکتب هست یا نه؟ پس شما اینها را بگیرید و مسائل دیگر را در کنار قرار بدهید. ﴿فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ﴾ با این راه و با این مدرسه و مکتب، بین قلوب و بین نفوس جمع و تألیف کرده است.
