
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
نیمه شعبان 1439هـ.ق
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
18اما مردم میگویند: ای علی! یعنیچه این کار را نکنید؟! الآن که با شمشیر و سلاحهایمان آمدهایم و مدینه را محاصره کردهایم، عثمان را میکشیم و قضیه تمام میشود!
در اینجا امیرالمؤمنین واقعاً چهکار کند؟! در کناری مینشیند و میگوید: بسیار خوب، هرکاری دلتان میخواهد بکنید!
آنها هم این قضیّه را انجام میدهند، بعد مشکلات پشتسر هم شروع میشود.
امیرالمؤمنین میگوید: اگر شما اینجا آمدید، سراغ حبل الله آمدید، نه حبال النّاس!
مردم هر کدام برای خودشان ریسمانی دارند: ریسمان ریاست، ریسمان مال، ریسمان جمال، ریسمان مکنت و ریسمانهای شخصیت. منبابمثال وقتی یک نفر به او میگوید: «برای من این کار را میکنی؟» او میگوید: «در فلان اداره یک رفیق دارم، او کار تو را درست میکند.» این میشود یک ریسمان! دیگری میگوید: «آقا، فلان کار را انجام میدهی؟» میگوید: «بله، یک رفیق دارم که دست ما را میگیرد و از چاه درمیآورد.» این میشود یک ریسمان! دیگری میگوید: «آقا، فلان کار را میکنی؟» او هم میگوید: «آقا، تا فلانی را داری غصه نداری!» چه بخواهیم، چه نخواهیم، همۀمان بهجای آن حبلالله، هزار تا ریسمان در ذهن و نفس خود قرار دادهایم؛ منتها در سر بزنگاه این ریسمانها شروع میکند بالا میآید: تا یک گرفتاری پیش میآید یک ریسمان بالا میآید، تا گرفتاری دیگری پیش میآید آن ریسمان دیگر ظهور پیدا میکند، و همینطور ریسمانهای مختلف در موارد مختلف خودشان را نشان میدهند.
مرحوم آقا میفرمودند:
﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَهِ﴾؛ «فقط به ریسمان خدا چنگ بزنید.» سالک نباید هیچ چیزی در ذهن و فکرش باشد، و فقط آن ریسمان خدا باید در نظرش باشد. هر طوری خدا پیش آورد خوب است، و هر طوری خدا برای انسان تقدیر کرد انسان باید طبق آن تقدیر، عمل کند.
جهل عامل عداوت بین مؤمنین
مطلب بعدی آیه نیز برای من خیلی جالب است که میفرماید: ﴿وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ
