
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
نیمه شعبان 1439هـ.ق
حقیقت ولایت، محور تألیف قلوب
17میشویم؟ باید زمان خیلی زیادی بگذرد و مسائل مختلفی اتفاق بیفتد تا بعد کمکم برخی افراد تازه متوجه مطلب بشوند. آنوقت میگویند: عجب، کاش همان موقع گوش میدادیم و کارمان را راحت میکردیم و دغدغۀمان را برطرف میکردیم! بالأخره این افرادی که میآیند و میروند مسلمان هستند و نمازخوان و روزهگیر هستند؛ بار سنگین مطالب و مصیبتها و مشکلاتی که برایشان پیدا میشود روی دوششان میافتد و احساس ناراحتی میکنند، چون عِرق دینی دارند. این مسلّم و مشخص است.
ضرورت رجوع به امام بهعنوان عقل برتر
تاریخ واقعاً عجیب است. سراغ امیرالمؤمنین علیه السّلام میآیند که آقا میخواهیم برویم این خلیفۀ سوم را از پا در بیاوریم، چون ظلمش اینطور است!
حضرت میفرماید: اینکه تو میگویی ظلمش این مقدار است و فلان کار خلاف را کرده است، من ده تا بالاتر از تو را میدانم؛ تو به ما یاد نده!
اما مردم تحمّل ندارند؛ لذا میگویند: آقا این دارد خلاف میکند، جور میکند، همۀ بیتالمال را بین خودش و قوموخویشهای خودش تقسیم میکند و ظلم میکند؛ میخواهیم برویم او را سر بهنیست کنیم!
حضرت میفرمایند: به او کاری نداشته باشید!1 شما میخواهی خلافت را از او بگیرید به من بدهید؟! خلافت حق من است و من نخواستم! من بیست و پنج سال است در این خانه نشستهام و کاری ندارم. اما اگر میخواهی سرخود انجام بدهید دیگر چرا سراغ من میآیید؟ وقتی شما سراغ منِ علی میآیید یعنی دارید سراغ عقل برتر میآیید؛ وإلاّ خودتان با هم جمع شدید، جلسه تشکیل دادید، مشورت کردید و فتوا به قتل عثمان دادید، پس دیگر تمام شد، چرا سراغ من میآیید؟! وقتی میخواهید با من مشورت کنید من دیگر نمیتوانم بنا بر منویّات و خواست شما رأی بدهم؛ منِ علی باید علیگونه به شما رأی و نظر بدهم. علیگونه یعنی همانطوریکه پیغمبر بود. من میگویم این کار را نکنید!
- . رجوع شود به شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 2، ص 126.
