
یکسان بودن ظهور و غیبت بهواسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان
نیمه شعبان 1438هـ.ق
یکسان بودن ظهور و غیبت بهواسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان
6این انتظار برای این است که ما به این وضعیت و موقعیتی که داریم رضایت نداریم و احساس خلأ و نقصان و پوچی و ناتمامی میکنیم.
من باب مثال اگر به کسی که خانۀ خوبی دارد بگویند: فلان مهندس آمده است و ساختمان میسازد و نقشههایش اینطور است! میگوید: آمده است که آمده است! بنده چهکار کنم؟! من که منزل دارم و نیازی ندارم!
یا من باب مثال وقتی به آدم سالمی که از هر جهتی سالم است، سرش، بدنش، معدهاش، اعضا و جوارحش سالم است، بگویند: آقا! فلان دکتر در این شهر آمده است و دکتر خیلی خوبی است، شخص بسیار بسیار وارد و ماهری است! میگوید:
به من چه مربوط است؟! من سالم هستم؛ حالا میخواهد بیاید یا نیاید! چرا آدم سالم به دنبال طبیب نمیگردد؟! چرا آدمی که سرش، معدهاش و پایش درد نمیکند، هیچوقت به فکر رفتن به پیش پزشک نمیافتد؟! چون احتیاج و نیاز به طبیب ندارد؛ حالا دکتر بیاید یا نیاید. وقتی احساس نیاز به پزشک دارید که یا مریض هستید یا نگرانی از بیماری در شما هست: عجب، پس اگر مریض شدیم این طبیب هست. این «اگر» در وجود ما هست. یا اینکه مریض هستید و نیاز به پزشک دارید، اینطرف و آنطرف هم رفتید و نتیجهای حاصل نشده است، حالا میگویید: این پزشک آمده است، برویم ببینیم این چه میکند.
اگر ما واقعاً آن حال و کیفیتی را که وقتی امام زمان علیهالسّلام تشریف بیاورد در این دنیا بهپا میکند و آنچه مورد نظر اوست انجام میدهد، الآن آن حال را در خود ببینیم، نسبت به آمدن امام زمان چه احساسی داریم؟ میگوییم: چه بیاید و چه نیاید، برای ما فرقی نمیکند! چون وقتی قرار بر این باشد که امام زمان علیه السّلام بیاید و صداقت را در وجود ما احیاء کند، آنوقت اگر ما به هر جهتی ـ مثلاً با تمرین و ریاضات شرعی، یا در تحتِ تربیت فرد خبیر و امثالذلک ـ در یک وضعیت و موقعیتی قرار گرفتهایم که دیگر از ما دروغ نمیتواند سر بزند، یعنی اصلاً زبان ما به دروغ نمیگردد؛ پس آن حال و کیفیتی را که امام زمان در زمان ظهور میخواهد انجام بدهد الآن در خودمان میبینیم.
