اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

یکسان بودن ظهور و غیبت به‌واسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان

نیمه شعبان 1438هـ.ق

16162
جلسات
نسخه عربی

یکسان بودن ظهور و غیبت به‌واسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان

9
  • اما آن امام زمان واقعی این‌طور نیست! آن امام زمان برای صحبت با مردم به روزنامه نگاه نمی‌کند و رادیو گوش نمی‌دهد! آن امام زمان وقتی بخواهد واقعیتی بگوید، با ولایتش و با نفسش و با اشرافش بر کل عالم وجود صحبت می‌کند؛ لذا می‌بینیم که حرفش بر دل می‌نشیند. اما حرف ما بر دل‌ها نمی‌نشیند؛ چون ما این‌طور نیستیم، و وقتی این‌طور نیستیم به همان میزان، مردم به ما نگاه می‌کنند و می‌گویند: این هم مثل خود ماست و تفاوتی نمی‌کند؛ ما به روزنامه و رادیو و... نگاه می‌کنیم، او هم همین کار را می‌کند، تازه ما بهتر از او می‌فهمیم، پس دیگر چرا به حرف او گوش بدهیم؟!

  • اما آن امام زمان واقعی این‌طور نیست، او به رادیو گوش نمی‌دهد، بلکه حضرت به آن سِرّ خودت، به آن قلبت، به آن زوایا و مسائلی که هنوز خودت خبر نداری ـ که شاید بعداً خبر پیدا کنی، و شاید هم خبر پیدا نکنی! ـ نگاه می‌کند. حضرت چون ولایت دارد، دقیقاً دست روی نقطه‌ضعف‌ها می‌گذارد و می‌گوید: «این کار را بکن و این کار را نکن! این عمل را انجام بده و آن عمل را انجام نده!» لذا هر حرفی که می‌زند به هدف می‌خورد، و هر کاری که می‌کند و هر اشاره‌ای که می‌کند عین واقع و حقیقت است؛ چون امام ولایت دارد، نه‌اینکه صرفاً یک سری محفوظات و امثال‌ذلک باشد، و این دیگر خیلی مسخره است که ـ نعوذ بالله ـ بگوییم که نسبت به چیزی خبر ندارد!

  • عدم فرق بین إشراف ولائی امام زمان علیه السّلام و ولیّ کامل الهی

  • لذا مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند:

  • وقتی‌که من به یک ولی خدا (مرحوم آیةالله انصاری همدانی) نگاه می‌کنم گویا به پیغمبر خودم نگاه می‌کنم!1

  • این به‌خاطر اشراف و ولایت بر نفوس است. این حرف را فردی می‌زند که مجتهد اعلم در زمان خودش است و به همۀ مبانی ظاهری اطلاع دارد! پس یک چیزی درک می‌کرد که یک‌چنین حرفی می‌فرمود. این بیان مرحوم آقا همان حرف امام صادق علیه السّلام است که می‌فرماید: «وقتی‌که تو به امامت معرفت پیدا کنی دیگر برایت تفاوتی ندارد که ظهور کند یا نکند.»

    1. . رجوع شود به روح مجرّد، ص 682 و 683.