
لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیهالسّلام
نیمه شعبان 1435هـ.ق
لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیهالسّلام
18جای پدر مینشیند و به او میفرماید:
شما وکیل پدر من، موسی بن جعفر بودید، بسیار خوب، پس باید آنچه الآن در نزد شماست برای من بفرستید.
تا یکچنین قضیّهای اتّفاق میافتد، یکمرتبه آن ضعفهایی که در زمان اتّصال با موسی بن جعفر ـ البته نه اتّصال قلبی، بلکه فقط اتّصال ظاهری ـ در این قلب مخفی بود و قابل رؤیت دیگران نبود، و آن نارساییها و کمبودها و مطالب قابل توجّه و شرایطی که در این قلب مخفی بود و برای کسی آشکار نبود، در یکچنین شرایطی خودش را نشان میدهد. البته این مطلب ممکن است برای همۀ ما در هر شرایطی که هستیم وجود داشته باشد و کاری به لباس و ظاهر ندارد. لذا علی بن أبیحمزه میگوید: «اصلاً چه کسی گفته است که شما امام هستید؟ دلیل بیاورید! چه کسی گفته است که شما به جای پدرتان هستید؟! سند و مکتوب بیاورید! اگر مکتوب هم بیاورید میگوییم: به جای پدرتان امضا کردهاید! اگر آیه قرآن دارید، بیاورید! اگر نوشتهای از پدرتان دارید، بیاورید!» تازه اگر نوشته هم بیاورد باز شیطان هزار راه دارد! همانطوریکه راه حق مشخص است، شیطان هم میتواند راه درست بکند؛ لذا ـ نعوذ بالله ـ میگوید: «شما داری دروغ میگویی و از خودت درمیآوری!»
مگر علی بن أبیحمزه یکچنین مطالبی نگفت؟! او کسی بود که وکیل موسی بن جعفر بود و مردم در ارتباط با حضرت، وقتی دستشان به حضرت نمیرسید به او مراجعه میکردند. وکیل حضرت، یک آدم معمولی و یک آدم سر خیابانی نیست؛ بلکه فردی است که مورد اعتماد حضرت است.
ولی ببینید: آن چیزهایی که در درون او مخفی بود ظاهر شد؛ چون او نخواست در دوران امامت موسی بن جعفر آنها را اصلاح کند، نخواست آن ضعفها را در ارتباط با این امام جبران کند، نخواست از این موقعیت در ارتباط با مسائل و گرفتاریها و دردها و بیماریهای خودش بهره ببرد و مانند اصحاب خاصّ ائمه استفاده کند؛ بلکه سرش به این بیا و بروها گرم شد، به این رفتوآمدها غَرّه شد، از اینکه بگویند که وکیل
