ارتقاء عقول در زمان ظهور
6یکمرتبه این شخص همۀ اوضاعش بههم ریخت! حضرت شروع کردند به صحبت کردن از اینطرف و آنطرف. حدود بیست دقیقهای گذشت، حضرت گفتند: «حالا برو این رفیقت را که داخل این تنور رفت، دربیاور و بگو دیگر بس است!»
کنار تنور آمد و میخواست ذغالهایش را در بیارود؛ چون خیال میکرد که دیگر چیزی از او باقی نمانده است! اما نگاه کرد دید که خیلی راحت داخل تنور نشسته است و دارد آتشها را یکییکی بالا و پایین میاندزد!
حضرت گفتند: «چند تا از اینها در خراسان دارید؟!»
حضرت خراسان را گفتند، ولی این مسائل همهجا همینطور است، اینجا هم همین است و تفاوتی بین خراسان و سمنان و تبریز و سایر جاها ندارد. صحبت این است که تا هرکس چطور باشد! مهم این است.
گفت: یا ابنرسولالله، آنجا یک نفر هم مثل این نیست!
حضرت فرمودند: «اگر من پنج نفر مثل اینها داشتم قیام میکردم!»1 البته با بعضی از اختلافات در تعابیر.
برگزاری جشن میلاد امام زمان برای ارتقای معرفت و تقرّب به مبانی آن حضرت
توجّه کردید؟ این مسئله یعنی چه؟ هزار و صد و چند سال است که دارد از تولد امام زمان علیه السّلام میگذرد و هرسال ما داریم جشن میگیریم، چراغانی میکنیم، یا حجة ابن الحسن میگوییم، و از عدل او داریم به همۀ دنیا اعلام میکنیم: او وقتی بیاید اینطور میشود، او وقتی بیاید آنطور میشود، او وقتی بیاید گرگ در کنار میش هر دو با هم حرکت خواهند کرد، او وقتی بیاید اگر یک دختر پانزده ساله بر سرش طبقی از جواهر بگذارد و از این شهر به آن شهر برود هیچ کسی متعرّض او نخواهد شد.2
بله، اینها هست و اینها درست است؛ ولی چه ربطی به ما دارد؟! در این جشنهایی که ما تا الآن گرفتهایم چه فایدهای بردهایم و چه نتیجهای عائدمان شده است؟! امسال که سال 1434 هجری قمری است، مثل سال 1433 بود و آنهم مثل 1432 و همینطور... . اگر همینطور جشن بگیریم تا به زمان ظهور حضرت برسیم، چقدر توانستهایم خودمان را با ظهور آن حضرت تطبیق بدهیم و نزدیک کنیم؟! چقدر توانستهایم خودمان را به آن حالی برسانیم که هارون مکی داشت؛ وقتی امام فرمودند که برو در تنور، و او رفت؟ آیا ما هم همینطور هستیم؟ بله؟! باید بنشینیم فکرکنیم!
- مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج 4، ص 237.
- الخصال، ج 2، ص 626.

