اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ارتقاء عقول در زمان ظهور

نیمه شعبان 1434هـ.ق

21256
جلسات
نسخه عربی

ارتقاء عقول در زمان ظهور

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرّحمٰنِ الرّحیم

  • الحمد لِله ربِّ العالمین

  • و صلَّی اللهُ علیٰ سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم محمّد

  • و علیٰ أهل بیته الطّاهرین

  • و اللعنة علیٰ أعدائهم أجمعین

  •  

  •  

  • اکمال عقول در زمان ظهور حضرت بقیّةالله

  • امام صادق علیه السّلام دربارۀ ظهور حضرت بقیّةالله می‌فرمایند:

  • «إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلیٰ رُؤوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقولَهُم و أکمَلَ بِهِ أخلاقَهُم»1

  • وقتی که قائم ما ظهور کند و از پس پردۀ غیبت به‌درآید خداوند دست او را بر سر همۀ بندگان قرار می‌دهد و به‌واسطۀ این عنایت و کرامت، عقول آنها را به مرتبۀ جمعیت و اتقان درمی‌آورد (و از تشتّت و افتراق بیرون می‌آورد و از چند سو نگری درمی‌آورد) و بدین لحاظ، اخلاق آنها را نیز کامل می‌کند.

  • یعنی امور آنها، صفات آنها، کارهایی که انجام می‌دهند، تصرفاتی که می‌کنند و ارتباطی که پیدا می‌کنند، همۀ اینها را به مرتبۀ انسانیت کامل و کمال می‌رساند.

  • این روایت خیلی روایت عجیبی است و خیلی‌ها هم شنیده‌اند. انسان گاهی از اوقات فکر می‌کند که چطور هم‌چنین قضیّه‌ای اتفاق می‌افتد؟! معنای جمعیت عقل چیست؟ معنای کمال اخلاق چیست؟ مگر ما الآن عقل خود را به‌کار نمی‌بندیم؟! مگر در امور خودمان تصمیم نمی‌گیریم؟! مگر فکر نمی‌کنیم؟! پس چه تفاوتی بین این زمان و بین آن زمان خواهد بود؟ و امام صادق علیه السّلام در چه وضعیتی بودند که حتّی زمان خودشان را لایق برای زمان ظهور نمی‌دانستند؟

  • قضیۀ هارون مکی در میزان معرفت و متابعت از مقام امامت

  • قضیّۀ هارون مکی در شب‌های ماه مبارک خدمت رفقا عرض شد2 و این قضیّۀ معروف و مشهوری است و همه می‌دانند و اطلاع دارند. در آنجا عرض شد که بعضی‌ها از خراسان خدمت امام صادق علیه السّلام آمدند و به آن حضرت پیشنهاد قیام در قبال حکومت ظلم و جور کردند. حالا این حکومت ظلم و جور، حکومت بنی‌عبّاس بود. بنی‌عبّاس همین‌هایی بودند که نماز می‌خواندند، نماز جمعه می‌خواندند، منبر می‌رفتند، خُطبایشان این‌طرف و آن‌طرف در بلاد درحال تبلیغ دین بودند؛ ولی صحبت، صحبت ظلم و جور و حکومت غاصبانه است. این را مردم می‌فهمیدند و احساس می‌کردند که قضیۀ فرستادن خطیب به این‌طرف و آن‌طرف و نماز خواندن، با ظلم منافات دارد و در تعارض است. مردم ظلم و فساد را احساس می‌کردند و به همین جهت سراغ ائمه می‌آمدند.

    1. الکافی، ج 1، ص 25؛ کمال الدین، ج 2، ص 675؛ الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840؛ با قدری اختلاف در مصادر.
    2. نرم‌افزار کیمیای سعادت، متن جلسات دعای أبوحمزۀ ثمالی، رمضان 1432، جلسه 6، ص 1974 ـ 1976.