
معرفت و ولایت
نیمه شعبان 1432 هـ.ق
معرفت و ولایت
26آن گذاشتند! اسم امیرالمؤمنین را هم روی آن گذاشتند! او را امیرالمؤمنین و امام و خلیفۀ رسولالله کردند! سیّدا کهول اهل الجنّة1 هم کردند! همهکار کردند! متأسفانه وعّاظ و جُعّال و وُضّاع هم فراوان است! آنچنان کارخانۀ روایتسازی و حدیثسازی از پیغمبر درست شده بود که این چاپخانههای ما به گرد آن هم نمیرسند! همینطور روایت درست میشد! این روایت میآورد، آن میآورد! روایت میآوردند که از رسول خدا شنیدم که اگر جبرائیل بر من نازل نمیشد، بر ابوبکر نازل میشد!2 و از این بساط... عجب جبرائیل بیسوادی! اقلاً بر یکی دیگر نازل میکرد، نه بر این!
من در مسجدالحرام نشسته بودم، یک طلبۀ دانشگاه مدینه پیش من آمد و نشست و گفت: «شما معتقد هستید بر اینکه جبرائیل خیانت کرده است؟» گفتم: آقا جان، دیگر عمر این حرفها گذشته است! آخر خجالت بکش دیگر! همینطوری به او گفتم: خجالت بکش! الآن باید چیزهای دیگری بگویی! این حرفهای ابنتیمیّه و... دیگر تمام شد! تو در این زمان ِ مسائل و فضاهای علمی جدید، دیگر چرا این حرفها را میگویی؟! میگفت: «قرآن شما با قرآن ما فرق میکند!» گفتم: من بلیط طیّارۀ تو را میدهم، بلندشو الآن برو در خانۀ من ببین در هر اطاقی شش تا قرآن فهد است! بلندشو بیا دیگر! چرا همینطور نشستهای؟! چرا مدام از این حرفها میزنید؟! دیگر تمامش کنید!
مسئلۀ ما هم همین اوضاع است! بیا بنشین و روایت جعل کن و هزار کار دیگر کن! برایاینکه در این دو روزۀ دنیا نظام ما سرپا بماند، روایت جعل میکنیم و حدیث درست میکنیم و چیزهای دیگر درست میکنیم! چرا دنبال شناخت حقیقی ولیّمان، امام زمانمان، نمیرویم؟! نهاینکه دنبال شناخت این برویم که حضرت چه وقت ظهور میکند. همۀ اینها دروغ درآمد! دیدید دیگر! الآن سال 1432 هجری قمری هستیم و
- . مسند أحمد، ج 1، ص 80؛ سنن ابنماجة، ج 1، ص 36.
- . الاحتجاج، ج 2، ص 446. همچنین رجوع شود به المصنَّف، ابنأبیشیبه، ج 7، ص 470 ـ 494.
