
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
نیمه شعبان 1430هـ.ق:
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
34حضرت ظهور کند و برای ما طاق نصرت بیندازد و بگوید: بفرمایید، من برای شما ظهور کردهام و از پس پردۀ غیبت بیرون آمدم؟! نهخیر، کار خدا حساب دارد! حضرت یکییکی صدا میکند: بیا اینجا، بیا ببینم؛ تو خیال میکردی شیعۀ منی و به این مسئله تظاهر میکردی؟! من امام به حق و امام به عدل هستم! اگر قرار باشد از بین ببرم و اعدام کنم اول سراغ کسانی میروم که مدّعی پیروی از من هستند و برخلاف مکتب و سیرۀ من در این دنیا بودند، و زمین را از لوث وجود آنها تطهیر میکنم، بعد سراغ افراد دیگری میروم که حتّی اسم من را هم نمیدانستند، آنها در مراتب خیلی بعد و آخر خط قرار دارند.
ظهور باطنی حضرت در عصر غیبت برای منتظران حقیقی
امام علیه السّلام امام به عدل و مقیم عدل و اقامهکنندۀ عدل است. پس ما باید اول عدل را در وجود خودمان بیاوریم، صدق را در وجود خودمان بیاوریم، انصاف را در وجود خودمان بیاوریم، محبّت و عطوفت و رأفت و کرامت را بیاوریم، بعد به حضرت بگوییم: این مقدار از دست ما برمیآمد و میتوانستیم، و بیش از این مقدار نمیتوانیم و از عهدۀ ما برنمیآید.
آن مقداری را که میتوانیم باید انجام بدهیم، و این باعث میشود که آن نور ولایتی که در زمان ظهور باید تجلّی کند، همان نور ولایت در زمان غیبت تجلّی میکند. مگر ما در زمان غیبت، اولیای خدا و عرفاء بالله نداشتیم و نداریم؟! در طول این 1400 سال مگر علمای بالله و بأمرالله نبودند؟! اینهمه از بزرگانی که بودند، آیا همۀ اینها در زمان ظهور به دنیا آمدند و زمان ظهور را درک کردند؟! یا نه، ولایت آن حضرت در زمان ظهور، همان ولایت در این وقت است برای فردی که طالب و منتظر باشد و برای کسی که خودش را با تمام وجود به حضرت بسپارد و دیگر از خودش انانیّت و استقلالی نداشته باشد؛ نهاینکه وقتی حضرت ظهور کند بگوید که حضرت چرا اینجا اینطوری گفت و چرا آنجا آنطوری گفت؛ این فایدهای ندارد. امام باقر علیه السّلام میفرماید:
