
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
نیمه شعبان 1430هـ.ق:
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
28میوه فروشی دارد، پس حالا نوبت من میشود! به آنجا میرود و نگاه میکند: بهبه، چه موزها و سیبها و پرتقالهای خوب و ارزانی دارد! میگوید: از هر کدام یکی برمیداریم؛ یک موز، یک پرتقال، یک هلو، یک سیب و یک هندوانه هم برمیداریم، دیگر برای امروز بس است. میگوید: این بهجای آن دوتا نان! تمام مردم همینطوری زندگی میکنند.
إنشاءالله خداوند توفیق زیارت آن حضرت و توفیق درک ظهور حضرت را بدهد، آنموقع خواهید فهمید که بنده راست میگویم یا نه! البته این کلام، کلام امام صادق علیه السّلام است، یعنی کلام یک معصوم است و برای من نیست. چرا من الآن زیادهطلبی میکنم؟ چرا مدام بهدنبال این چیزها میروم؟ چون ترس از آینده دارم که فردا چه میشود، چون شیطان بر من حکومت میکند، چون مدام تخیّلات و توهّمات میآید که به اینجا برسم، به آنجا برسم! اما در زمان حضرت دیگر همۀ این حرفها برداشته میشود؛ دیگر ترس نداریم، بلکه هر وقت گرسنه میشویم نان در نانوایی و میوه در میوهفروشی موجود هست! آنوقت برای چه بیشتر بردارم و دست خودم را سنگین کنم؟! برای چه یخچال را پر کنیم؟! شاید اصلاً آنموقع یخچال هم نخواهیم! چون دیگر انبار کردن نیست و آدم به همان اندازهای میآورد که مصرف میکند و بعد هم تمام میشود و دوباره میرود میگیرد. بنابراین همیشه غذای تازه میخورد و دیگر تمام این یخ زدنها و فریز کردنها ـ که همهاش تبدیل به سم میشود ـ همه کنار میرود. در زمان ظهور حضرت همۀ فریزرها برداشته میشود و کارخانهها دیگر فریزر درست نمیکنند! چون آدم هر روز صبح به قصّابی میرود و نیم کیلو یا دو سیر گوشت میخرد و میآورد و دوباره فردا هم میرود، پس برای چه فریز کند تا تمام خاصیتّش برود و یک چیز بیفایده بخورد؟! چرا نان را در فریزر بگذارد تا تمام خاصیتش برود و آن خاصیت تبدیل و تبدّل نشاسته به قند را از دست بدهد و تبدیل به سم شود و فقط همان خاصیّت سم بماند؟! بهجایش هر روز نان تازه میخورد.
