
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
نیمه شعبان 1430هـ.ق:
انتظار ظهور ظاهری و باطنی
23حضرت نسبت به نزدیکترین فرد از افراد به امیرالمؤمنین تفاوتی نداشت! والله تفاوتی نداشت! آن دردی را که امیرالمؤمنین بالای منبر کشید و آن آهی را که از نهادش برآمد، کسی نمیفهمد مگر اینکه به مقام ولایت رسیده باشد؛ آنوقت میفهمد که امیرالمؤمنین چه دردی کشید که فرمود: «اگر از این فاجعه بمیرید روا است!» او امام معصوم بود که آنطور از نهادش و با تمام وجودش این مطلب را از روی صدق میگفت. فقط یک خلخال از پای یک زن یهودی درآورده بودند؛ اما امیرالمؤمنین میخواهد این را بفرماید: آن زن یهودی که در حکومت من است، شب که دارد سرش را به متکّا میگذارد به امید من دارد میگذارد و با اعتماد و اطمینان به اینکه من از او صیانت میکنم دارد شب میخوابد. حالا من در مقابل خدا چه جوابی دارم بدهم؟! اگر اینطور نبود، آن زن پیش معاویه میرفت یا حدّاقل ارتباطش را با حضرت میبرید و میگفت: این علی هم مثل بقیّه است! میزنند و میکشند، فقط این ریاستش را بکند! میگوید: بهدرک، همۀ مردم بمیرند، ولی من ریاستم را بکنم!
مگر نکردند؟! مگر یزید نکرد؟! چه تهمتی به امام حسین زدند! مگر میشود به امام حسین تهمتی زد؟ چه تهمتی میتوان زد؟ علیه حکومت اسلام قیام کرده و اغتشاش کرده و امنیّت ملّی را به خطر انداخته است!1 کدام حکومت اسلام؟! اصلاً حکومت برای تو نیست، برو کنار! حکومت برای سیّدالشّهدا است و خود پدرت هم زیر این صلحنامه را امضا کرده است. اما او میگوید: ببینید، این حکومت اسلام است و امام حسین بر علیه حکومت اسلام قیام کرده است! نگاه کنید و ببینید که در منارهها اذان میگوییم و من میروم نماز میخوانم و نماز جمعه هم میخوانم. همه میدیدند که یزید میرود نماز جمعه میخواند. اما اینکه عرق هم میخوریم، با میمون هم بازی میکنیم، سگبازی هم میکنیم، با فاحشهها هم هستیم و... را که به مردم نمیگوید! آن چیزی که به مردم
- . أنساب الأشراف، ج 3 ص 153:
«و کتب معاویة إلی الحسین:... فَاتّق الله یا حسین فی شقّ عَصٰا الأُمةِ و أن تَرُدَّهم فی فِتنَة!»
- . أنساب الأشراف، ج 3 ص 153:
