
عزّت حقیقی در عصر ظهور
نیمه شعبان ـ سال 1429 هـ.ق
عزّت حقیقی در عصر ظهور
33است و بس!»1 این «بس» که ایشان آخر شعرشان گفتند، بیجهت نگفتند و بیحساب نیست، بلکه همه آنها روی حساب است و بهخاطر ما گفتند و بهخاطر بیان همین مطالب گفتند.
به علامه طباطبائی اعتراض کردند: اینکه شما داری بر بحار اشکال میکنی و تقریر میکنی، مجلسی زیر سؤال میرود. ایشان فرمودند: «مجلسی بالاتر است یا امام صادق؟! کدام بالاتر است؟!» شما منطقیتر از این حرف و حکیمانهتر از این حرف و استوارتر از این حرف سراغ دارید که در مقام مقایسه بین مرحوم مجلسی ـ رحمة الله علیه ـ و امام صادق علیه السّلام کدام را باید گرفت؟ آیا ما باید روایات را به همین کیفیت نگه داریم و به امام صادق اشکال وارد کنیم ـ که متأسفانه الآن دارند وارد میکنند ـ یا اینکه بگوییم که به این دلیل و به این دلیل، مرحوم مجلسی اشتباه کرده و اشتباه فهمیده است و حق با امام صادق است؟ ولی فرمایش علامه را نپذیرفتند و ایشان را مجبور کردند که این حواشی را ترک کند.2 این میشود نفاق!
ما دائماً بر سرمان میزنیم که معاویه بود، یزید بود، امام حسین بود، عمر سعد بود؛ اما خودمان اینجا گرفتار هستیم! چرا داریم سراغ معاویه و یزید میرویم؟ چرا دائماً داریم تقصیر این کشور و آن کشور میاندازیم؟ چرا برای توجیه درآوردن و گول زدن مردم همیشه باید قضایا و وقایع کربلا را مطرح کنیم؟ کربلا همین الآن است! همین روز یکشنبه 15 شعبان 1429 هجری قمری، همین امروز کربلا است! همین امروز! اصلاً نیازی به این حرفها نیست، چون ولایت همیشه زنده است. امام حسین 1400 سال پیش شهید شد، ولی ولایت امام حسین که شهید نشد، بلکه زنده شد! اتفاقاً ولایت و روح و نفس سیّدالشّهدا بیشتر زنده شد، و هر روز که بگذرد بیشتر زندهتر میشود! اینکه الآن شما در اینجا جمع شدهاید، شما را همان کسی آورده است
- . لمعات الحسین، ص 97.
- . رجوع شود به مهرتابان، ص 55.
