
عزّت حقیقی در عصر ظهور
نیمه شعبان ـ سال 1429 هـ.ق
عزّت حقیقی در عصر ظهور
29مگر باید از آن اهداف و روشمان دست برداریم؟
وظیفۀ اهلعلم در إحقاق حق بهعنوان مُنادیان عزّت
این عزّت، عزّتی است که برای آن کم بها پرداخت نشده است؛ خونها برای رسیدن به این عزّت ریخته شده است، دربهدریها پیدا شده است، گرفتاریها ایجاد شده است، و اولیا به مشقّتها افتادهاند تا اینکه این عزّت را نگه دارند. این مسئله باید برای همۀ افراد فرداً فرداً، بهخصوص برای طبقۀ اهلعلم که منادیان عزّت هستند، از همۀ مطالب مهمتر باشد.
دوستان و رفقایی که ملبّس به لباس روحانیّت و لباس علم و لباس پیامبران و لباس ملائکه میشوند ـ چون معمّم شدن تلبّس به لباس ملائکه است، برایاینکه ملائکه عِمامه دارند، یعنی صورت برزخی آنها که در عالم برزخ مجسّم میشود با عِمامه است؛ نهاینکه پارچه به سرشان میبندند، چون ملائکه از مجرّدات هستند ـ باید بدانند که اولین و آخرین نکتهای که ما باید در ذهن داشته باشیم این است که در چه حیطهای و در چه وادیای وارد شدهایم و در چه مسئولیّتی قرار گرفتهایم؟ آیا این مسئولیّتی که الآن ما در آن قرار گرفتهایم مثل سایر مسئولیّتهای دنیوی و سایر شغلها و سایر رشتهها است که هدف از آنها رسیدن به دنیا و رسیدن به نان و آب برای تأمین زندگی است؟ یا اینکه نه، وارد شدن در لباس علم است، وارد شدن در مکتب حیات است، در مکتب عزّت است، در مکتب معنویّت و در مکتب حرّیت است؛ یعنی ما میخواهیم به اینوسیله جبراً و اضطراراً از روی اختیار، خود را وارد حیطه و محیطی کنیم که بگوییم ما فقط به دنبال حق هستیم و بس؛ نه بهدنبال فرد و شخص! ما بهدنبال مطلب هستیم؛ نه بهدنبال شأن و شخصیّت! آنچه که برای ما مهم است فقط مکتب است؛ شخص برای ما مهم نیست، شخصیّت برای ما مهم نیست، اینکه این بدش بیاید و آن بدش نیاید، برای ما مهم نیست، اینها برای ما مسئله نیست.
