
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
و توصیههایی به طلّاب-نیمه شعبان 1428
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
9نتیجۀ توجه به امام حیّ، در زندگی فردی و اجتماعی
این احساس برای انسان این مسئله را نتیجه میدهد که هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم، میبینیم یک ناظری نگاه میکند. هر حرفی را که بخواهیم بزنیم احساس میکنیم یک سامعی این حرف را میشنود. هر عملی و خطوری که از ذهن ما میگذرد، فوراً احساس میکنیم که او میداند. او عالِم به زوایا و به خفایا و به اسرار نفس و وجود و فعل و انفعال و کارهای روزمره ما در تمام آنات لیل و اثنای نهار است. و این معنا معنای حیات و معنای حضور امام علیه السّلام در میان شیعه است.
این معنا معنای وجود [امام] است که شیعه احساس حضور کند. الآن که من در اینجا صحبت میکنم مواظب باشم حرفی از دهانم درنیاید که او بشنود و ناراحت شود، چون زنده است و در اینجا در همین مجلس حضور دارد. وقتی که در خیابان میروم، این معنا را بدانم که با یک شخص برخوردی نکنم که اگر امام بشنود، موجب ناراحتی او بشود. چرا؟ چون در کنار من حرکت میکند. در خلوت خود کاری انجام ندهم که موجب سخط او فراهم بشود. چون در خلوت خود، او در کنار من نشسته و مراقب من است. این معنا معنای حضور است.
آنوقت [آیا] اگر یکهمچنین معنای و یکهمچنین حالی را داشته باشیم دیگر هر حرفی را میتوانیم بزنیم؟! دیگر میتوانیم بالای منبر از هر کسی تعریف و تمجید کنیم؟! دیگر میتوانیم هر مجلسی تشکیل بدهیم و هر چه دلمان میخواهد بگوییم؟! دیگر میتوانیم هر کتابی بنویسیم و هر چرند و پرندی را در آن کتاب درج کنیم؟! دیگر میتوانیم هر تهمتی را به هر کسی بزنیم و انگار نه انگار که این دنیا صاحبی دارد، ناظری دارد، ولی و حسابرسی دارد؟! آیا میتوانیم این کار را بکنیم؟ نه!
پس تمام این مطالب همه ناشی از غفلت است. همه این مسائل ناشی از جهل یا تجاهل ـ خود را به جهل زدن، خود را به غفلت زدن ـ است، که از این دوم باید به خدا پناه برد! تمام گرفتاری ما به خاطر این است که ما فقط چراغ میبندیم، فقط خیابان چراغانی میکنیم، امام زمان را در مجالس نمیآوریم، امام زمان را نیاوردهایم. معنای آوردن امام زمان و احیای ذکر این است که امام زمان میگوید: «آیا تو واقعاً منتظر فرج و ظهور من هستی؟ آیا تو واقعاً منتظر هستی؟ تو طلب میکنی؟ تو که میدانی من حق هستم، تو که میدانی روابط و این امور اعتباری و اینها در من راه ندارد، تو که میدانی من مجسمه عدالت و حقیقت و واقعیّت هستم؛ تو که اینها را میدانی پس باید بدانی که اگر بخواهی قدمی برخلاف برداری و حرکتی بکنی در مسیر من نیستی. سکوت نابجایی بکنی در مسیر من نیستی، قیام نابجایی بکنی در مسیر من نیستی، سخن خلافی بگویی در مسیر من نیستی، حرفی بزنی، کاری بکنی در مسیر من نیستی. اینها در مسیر من نیست.» این معنا معنای چیست؟ معنای حیات است.
