
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
و توصیههایی به طلّاب-نیمه شعبان 1428
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
7تبیین فرمایش امیرالمؤمنین: جاوَرَکُم بدَنی أیّاماً
امیرالمؤمنین علیه السّلام در ساعات آخر فرمود: کنتُ جارًا جاوَرَکُم بدَنی أیّاماً،1 بدنم با شما بود. بندگان خدا! بدنم با شما بود، من که با شما نبودم، بدنم با شما بود. شما به من نگاه میکردید ولی به بدن من نگاه میکردید. آنهایی که به من نگاه میکردند یکی میثم بود، یکی حبیب بود، یکی رُشَید بود، یکی عمّار بود، اویس بود، سلمان و اینها بودند که به من نگاه میکردند؛ ولی شما همه به بدن من نگاه میکردید و خیال میکردید دارید به علی نگاه میکنید. جاوَرَکُم بَدَنی بدنم با شما بود، من که نبودم.
آنهایی که به من نگاه میکردند، آنها به ولایت من نگاه میکردند. به نفس قدسی و ملکوتی من که زنده و مرده ندارد نگاه میکردند. عزرائیل هم که آمد، او را نگرفت. فقط آمد بین شما و بین بدن من فاصله انداخت، تمام شد. کارعزرائیل فقط همین بود. عزرائیل کجا میتواند به من دست پیدا بکند! عزرائیل کجا قدرت دارد که جان از من بگیرد! تمام عالم ملک و ملکوت به ولایت من قدرت و حیات پیدا میکند. عزرائیل بیاید جان من را بگیرد! این حرفها چیست؟! او آمد شما را از دیدن بدن من محروم کرد، جاوَرَکُم بَدَنی.
ولی درعینحال این مسئله از دیدگان ما مخفی است. میگوییم امیرالمؤمنین هزار و چهارصد سال پیش شهید شد. امام حسین شهید شد، امام حسن را شهید کردند. ولی آنچه را که نمیتوانیم انکار بکنیم این است که نمیتوانیم بگوییم امام زمان وجود ندارد. امام زمان بنا بر مکتب شیعه وجود دارد و وجود زنده دارد و حی است و در میان ما است و رفتوآمد میکند؛ منتهی ما او را نمیبینیم،2 فقط همین.
مکتب شیعه تنها مکتب زنده و پویا از نگاه هانری کربن
هانری کربن ـ آن دانشمند فرانسوی ـ یک عبارت بسیار جالبی دارد و من خیلی تعجّب کردم که چطور بعضی از افراد به این اسرار و به این نکات پی میبرند. ایشان راجع به وجود امام زمان علیه السّلام میگوید که «تنها مکتبی که در دنیا مکتب زنده و با نشاط و با روح و با حقیقت و واقعیّت و پویا است، مکتب شیعه است. چرا؟ چون این مکتب قائل به وجود یک صاحب ولایت و صاحب اختیار بالای سر خودش است.»3
- 1نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 207.
- الغیبة، نعمانی، ص 163:
«عن فَضالَةَ بنِ أیّوبَ عن سَدیرٍ الصَّیرَفیِّ قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللهِ الصّادِقَ علیه السّلام یَقول:... صاحِبَ هذا الأمرِ یَتَرَدَّدُ بَینَهُم و یَمشی فی أسواقِهِم و یَطَأُ فُرُشَهُم و لا یَعرِفونَه حَتَّی یَأذَنَ اللهُ لَهُ أن یُعَرِّفَهُم نَفسَه....» - رجوع شود به امام شناسی، ج 18، ص 302؛ مهرتابان، ص 74 ـ 76؛ مطلع انوار، ج 2، ص 241.
