
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
و توصیههایی به طلّاب-نیمه شعبان 1428
حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این گفتار که در نیمه شعبان سال 1428هـ.ق ایراد شده است، به جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه پرداختهاند. ایشان در ابتدا به کیفیت صحیح برگزاری مجالس اهل بیت علیهم السلام اشاره نموده و خلوص نیت در برپایی این مجالس را مهمترین و اساسیترین اصل بشمار میآورند. در ادامه با مطرح نمودن تفاوت میان جشن نیمه شعبان با سایر اعیاد و موالید ائمه علیهم السلام، اهمیت وجود امام زنده در هدایت جامعه را مطرح مینمایند. حضرت استاد حیات و روح دین را در استناد آن به یک امام زنده دانسته و علت اصلی زنده بودن تشیع در قبال سایر مذاهب اسلامی را همین موضوع میدانند. عدم جواز تقلید از میت و لزوم اشراف مجتهد نسبت به مسائل باطنی و سلوکی از دیگر مباحث در این سخنرانی است. در بخش دیگری از این جلسه آیة الله طهرانی با بیان روایتی از امام سجاد علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی دلایل نیاز به استاد و راهنما در مسیر رشد و تکامل را مورد بررسی قرار میدهند. در پایان به بیان توصیههایی برای اهل علم در راستای پیروی از مکتب امام صادق علیه السلام میپردازند.
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
توضیحات:
حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این گفتار که در نیمه شعبان سال 1428هـ.ق ایراد شده است، به جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه پرداختهاند. ایشان در ابتدا به کیفیت صحیح برگزاری مجالس اهل بیت علیهم السلام اشاره نموده و خلوص نیت در برپایی این مجالس را مهمترین و اساسیترین اصل بشمار میآورند. در ادامه با مطرح نمودن تفاوت میان جشن نیمه شعبان با سایر اعیاد و موالید ائمه علیهم السلام، اهمیت وجود امام زنده در هدایت جامعه را مطرح مینمایند. حضرت استاد حیات و روح دین را در استناد آن به یک امام زنده دانسته و علت اصلی زنده بودن تشیع در قبال سایر مذاهب اسلامی را همین موضوع میدانند. عدم جواز تقلید از میت و لزوم اشراف مجتهد نسبت به مسائل باطنی و سلوکی از دیگر مباحث در این سخنرانی است. در بخش دیگری از این جلسه آیة الله طهرانی با بیان روایتی از امام سجاد علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی دلایل نیاز به استاد و راهنما در مسیر رشد و تکامل را مورد بررسی قرار میدهند. در پایان به بیان توصیههایی برای اهل علم در راستای پیروی از مکتب امام صادق علیه السلام میپردازند.
جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه
20نمونهای از دستگیریهای آقای حداد
مرحوم مطهّری ـ رحمة الله علیه ـ چقدر مرد بزرگی بود، چقدر مرد متدینی بود، چقدر مرد صاحب عِرقی بود، چقدر مرد صاحب همیتی بود!؟ در این قضیّه کسی شک ندارد. شما نگاه کنید فردی که مجتهد است سالیان سال براساس اجتهادش نماز میخواند، روزه میگیرد، حج انجام میدهد، تبلیغ میکند، همه خوب همه درست؛ یک ملاقات میکند با چه کسی، با مرحوم حداد. مرحوم حدادی که درس نخوانده است، [آقای حداد] از او میپرسند: «چگونه نماز میخوانی؟» ببینید فَاطلُبْ لِنَفسِکَ دَلیلاً [این است.] حالا فهمیدید من چرا این مطالب را گفتم؟ فقهی که باید مستند بر هدایت ولی باشد. [مرحوم حداد پرسیدند:] «چطوری نماز میخوانی؟» [ایشان گفت:] «صبر میکنم، دفع خواطر کنم.» خدا پدرش را بیامرزد کار خوبی میکرد. خدا صد مرتبه رحمتش کند که باز دفع خواطر میکرد. مثل بقیّه در نمازش هزار تا نقشه نمیکشید، برای تخریب و تدمیر و امحاء نفوس و برای هزار فکر شیطانی و عمل شیطانی؛ یا اینکه همینطوری مثل ما نمیآمد نماز بخواند: الله اکبر. حضور بزند. نه! مینشست در نمازش دفع خواطر میکرد، خواطر را دور میکرد که فقط خاطر حضور پروردگار و صفات جنبه مخاطبه و عبودیت در ذهنش بیاید. خدا پدرش را بیامرزد. ولی باز بالاتر هم هست، بالاتر از این هم هست، و او (مرحوم حداد) میآید چهکار میکند؟ رشد میدهد. [میگوید:] «برو بالا، اینجا نمان، تو قابلیت و استعداد داری، چرا میخواهی در اینجا بمانی؟!» با اینکه کار خوبی میکنی، ولی بالاتر برو. میگوید: «پس کی نماز میخوانی؟»1
شصت سال نماز میخواند ولی هنوز نمیداند چطور نماز میخواند! این همان چیزی است که امام سجاد میفرماید: «برو دنبال ولیّ، برو او به تو میگوید چطور نماز بخوان.» وإلاّ [به صرف] نماز خواندن که اهلتسنّن هم میخوانند. آنها هم سه رکعت میخوانند. بیچارهها نماز مغربشان سه رکعت است، شش رکعت که نیست. آنها هم سه رکعت است، عشا چهار رکعت است؛ ما هم چهار رکعت میخوانیم. [همه ما] نماز را میخوانیم ولی در چگونگی نماز نیاز به دستگیری داریم، نه در کمیّت آن که نماز را چگونه بخوانیم، انفاق را چگونه بدهیم!؟
- رجوع شود به روح مجرّد، ص 159 ـ 164.
