اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه

و توصیه‌هایی به طلّاب-نیمه شعبان 1428

16٬718
جلسات

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این گفتار که در نیمه شعبان سال 1428هـ.ق ایراد شده است، به جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به کیفیت صحیح برگزاری مجالس اهل بیت علیهم السلام اشاره نموده و خلوص نیت در برپایی این مجالس را مهمترین و اساسی‌ترین اصل بشمار می‌آورند. در ادامه با مطرح نمودن تفاوت میان جشن نیمه شعبان با سایر اعیاد و موالید ائمه علیهم السلام، اهمیت وجود امام زنده در هدایت جامعه را مطرح می‌نمایند. حضرت استاد حیات و روح دین را در استناد آن به یک امام زنده دانسته و علت اصلی زنده بودن تشیع در قبال سایر مذاهب اسلامی را همین موضوع می‌دانند. عدم جواز تقلید از میت و لزوم اشراف مجتهد نسبت به مسائل باطنی و سلوکی از دیگر مباحث در این سخنرانی است. در بخش دیگری از این جلسه آیة الله طهرانی با بیان روایتی از امام سجاد علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی دلایل نیاز به استاد و راهنما در مسیر رشد و تکامل را مورد بررسی قرار می‌دهند. در پایان به بیان توصیه‌هایی برای اهل علم در راستای پیروی از مکتب امام صادق علیه السلام می‌پردازند.

جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه

توضیحات:

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این گفتار که در نیمه شعبان سال 1428هـ.ق ایراد شده است، به جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه پرداخته‌اند. ایشان در ابتدا به کیفیت صحیح برگزاری مجالس اهل بیت علیهم السلام اشاره نموده و خلوص نیت در برپایی این مجالس را مهمترین و اساسی‌ترین اصل بشمار می‌آورند. در ادامه با مطرح نمودن تفاوت میان جشن نیمه شعبان با سایر اعیاد و موالید ائمه علیهم السلام، اهمیت وجود امام زنده در هدایت جامعه را مطرح می‌نمایند. حضرت استاد حیات و روح دین را در استناد آن به یک امام زنده دانسته و علت اصلی زنده بودن تشیع در قبال سایر مذاهب اسلامی را همین موضوع می‌دانند. عدم جواز تقلید از میت و لزوم اشراف مجتهد نسبت به مسائل باطنی و سلوکی از دیگر مباحث در این سخنرانی است. در بخش دیگری از این جلسه آیة الله طهرانی با بیان روایتی از امام سجاد علیه السلام خطاب به ابوحمزه ثمالی دلایل نیاز به استاد و راهنما در مسیر رشد و تکامل را مورد بررسی قرار می‌دهند. در پایان به بیان توصیه‌هایی برای اهل علم در راستای پیروی از مکتب امام صادق علیه السلام می‌پردازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جایگاه امام زنده در فرهنگ شیعه

15
  • کیفیت هدایت باطنیِ امام زمان 

  • دلیل و احتجاج شیعه نسبت به اهل‌تسنّن در حیات مکتبش این است که همان‌طور که در زمان رسول خدا دین و شرع مستند به وجود رسول خدا بود، الآن هم مستند به فرزند اوست. حالا [اینکه] من می‌بینم یا نمی‌بینم، چیزی نیست. مستند به فرزند اوست. نه‌اینکه رفته آمریکا و الآن شما از او خبر ندارید، [بلکه] کار انجام می‌دهد، به افراد می‌رسد، مشکل حل می‌کند، راهنمایی می‌کند و افکار را در قلوب افرادی که به او مرتبط هستند القا می‌کند. شما خیال می‌کنید این فکر که الآن به نظر شما آمد و یک کار صحیح انجام دادید، از منزل خاله‌تان آمد؛ از کجا آمد؟ شما الآن یک مسئله‌ای به نظر و ذهنتان آمد، در یک قضیّه در یک دعوا در یک تحیّر در یک دوراهی در یک شک، یک راهی را انتخاب کردید، چه کسی این فکر را در ذهن شما قرار داد؟ چه کسی این راه را در ذهن شما قرار داد؟

  • عنایت خاصه و دستگیری امام رضا از مرحوم استاد حسینی طهرانی

  • بعد از حیات مرحوم آقا ـ سه چهار روز گذشته بود ـ من یک مسائلی برایم پیدا شد. رفتم حرم امام رضا رو کردم به امام گفتم: «امام رضا ما مخلصت هستیم. صریح دارم می‌گویم که ما هیچی نمی‌فهمیم. بنویسم امضا کنم بیندازم در ضریح تا قبول کنی؟!» یک عبارتی هم آوردم که حالا اینجا نمی‌گویم آن عبارت چیست! گفتم می‌خواهی بنویسم که روز قیامت سند باشد که ما نمی‌فهمیم؟ آقا ما نمی‌فهمیم، به چه کسی بگوییم؟ ما در این قضیّه و در این جریان عقلمان نمی‌رسد. به امام رضا اولتیماتوم دادیم، اتمام حجت کردیم ـ امام رضا هم بزرگوار است. می‌گوید این آدم نفهم و جاهل آمده، حالا ببینیم چه می‌گوید ـ «اگر دست من را نگیری روز قیامت شکایتت را به جدت می‌کنم! اگر در اینجا دست من را نگیری من در روز قیامت می‌دانم چه‌کار کنم!» دیگر آنها بزرگوارند و واقعاً امام رضا، حالا صرف نظر از مسئله امامت و ولایت، در حق ما پدری کرد. من این مسئله را با دو چشم ظاهر خودم دیدم نه با فکر و اینها. این مسائل اصلاً مشهود بود. قضایایی اتفاق می‌افتاد و همه افراد می‌گفتند که فلانی باید این کار را بکنی، من می‌گفتم باید این کار را بکنیم. یک قضیّه اتفاق می‌افتاد می‌گفتند باید حرف بزنی، می‌گفتم الآن نباید صحبت کنیم. اعتراض، صحبت بالا و پایین، آقا الآن جایش این است الآن وظیفش این است. می‌گفتم: جای این است، شما صحبت کنید، چرا همه‌اش من حرف بزنم، یک خُرده هم شما بار بردارید چه اشکال دارد؟ در یک قضیّه همه می‌گفتند در اینجا باید ساکت بود، من می‌گفتم باید صحبت کنیم.

/ 0