
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
9بنابراین شاگرد امام صادق علیه السّلام فقط أبان بن تغلب و أبوبصیر نیست، آنها در آن زمان بودند؛ بلکه آن افرادی از معمّمین و طلاّب علوم اسلامی هم که الآن در راستای مکتب اهلبیت دارند حرکت میکنند شاگرد امام صادق علیه السّلام هستند و واقعاً هم هستند! چون امام صادق علیه السّلام یک وجود باقی است و وجود فانی نیست. وجود همۀ ما فانی است؛ چند روزی هستیم و میآییم و میرویم، بعداً هم رویمان خاک میریزند، بعد هم دو تا فاتحه میخوانند و دیگر کسی به ما کاری ندارد و اعتنا نمیکند. ولی وجود امام باقر و امام صادق و ائمّه و معصومین علیهم السّلام وجود باقی است؛ یعنی بقاء دارد به بقاء الله تعالیٰ، نهاینکه بقائش تا روز قیامت است، بلکه تا وقتی خدا باقی است، وجود امام علیه السّلام هم باقی است؛1 چون وجود امام علیه السّلام وجود ولایی است، پس مگر اینکه خدا از بین برود تا امام هم از بین برود!
و مگر اینکه پروندۀ خدا بسته شود تا پروندۀ امام هم بسته شود!2
ولی ما اینطور نیستیم. مرحوم آقا میفرمودند: «ما به هرجا که برسیم، یک روز پروندۀ ما بسته میشود و تمام شد!» این را برای چه دوباره میخواهید باز کنید؟! پروندهای که هزار سال پیش بسته شده است، الآن برای چه دوباره میخواهید باز کنید؟! اگر میخواهید باز کنید، پروندۀ امام سجاد و امام جواد و امام هادی را باز کنید! فلان عالم در دویست سال پیش فوت کرده است؛ خب فوت کرده که فوت کرده است، خدا رحمتش کند! ولی او را مطرح کردن و هر ساله مجلسگرفتن، در مکتب تشیّع چه جایگاهی دارد؟!
میگویند: «ایشان اینطور بود و مرد بزرگی بود.» بسیار خوب، مرد بزرگی بود و خدا رحمتش کند. مگر ما میگوییم که مرد کوچکی بود؟! مرد بزرگی بود؛ ولی در این مسئله آیا بین ما که شیعه هستیم با غیر شیعه نباید فرق باشد؟! در این مسئله آیا بین شیعه و سایر افراد نباید افتراق و امتیاز باشد؟! آیا هنوز زمان این نرسیده است که شیعه احساس کند غیر از توجّه به امام علیه السّلام، به هر چیزی که بخواهد توجّه کند، اعتباریات و تخیلات است؟! یاد بزرگان خوب است و اشکال ندارد که انسان یاد بزرگان کند؛ ولی طرح کردن و اعلان و انتشار این مسئله و تبلیغ در این قضیّه، آنهم با این وضعیت و با این کیفیّت، در مکتب تشیّع چه جایگاهی دارد؟!3
- . التوحید، شیخ صدوق، ص 150: «قال أبوعبدِاللهِ علیه السّلام: ”نَحنُ وَجهُ اللهِ الَّذی لا یَهلِک.“» ترجمه: «امام صادق علیهالسّلام فرمود: ”ما همان وَجه و جلوۀ خدا هستیم که آن را هلاکی نیست!“» (محقق)
بصائر الدرجات، ج 1، ص 66: «عن ابنِ المُغیرَةِ قال: کُنّا عند أبیعبدِاللهِ علیه السّلام فَسألَهُ رَجُلٌ عن قَولِ اللهِ تَعالَی: ﴿كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾.* قال: ”ما یَقولونَ فیهِ؟“ قلتُ: یَقولونَ یَهلِکُ کُلُّ شَیءٍ إلّا وَجهَهُ. فَقالَ: ”یَهلِکُ کُلُّ شَیءٍ إلّا وَجهَهُ الَّذی یُؤتیٰ مِنهُ و نَحنُ وَجهُ اللهِ الَّذی یُؤتیٰ مِنه.“» ترجمه: «ابنمُغَیره گوید: نزد امام صادق علیهالسّلام بودیم که مردی از او دربارۀ گفتار خداوند پرسش نمود که فرموده است: ﴿هرچیزی هلاکشونده و از بین رونده است، جز وَجه خدا﴾. حضرت فرمود: ”مردم چه میگویند؟“ عرض کردم: مردم میگویند که هر چیزی هلاک میشود مگر وجه خدا. حضرت فرمود: ”هر چیزی هلاک میشود مگر آن وجه و روی خدا که از آن طریق مردم بهسوی خدا میآیند، و ما همان وجه و روی خدا هستیم که از آن طریق پیش خدا میآیند!“» (محقق)
* سوره قصص (28) آیه 88. - . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 46 ـ 48؛ ج 5، ص 48 ـ 49؛ معاد شناسی، ج 4، ص 207؛ رساله لبّ اللباب، ص 28 ـ 30.
- . جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به اربعین در فرهنگ شیعه.
- . التوحید، شیخ صدوق، ص 150: «قال أبوعبدِاللهِ علیه السّلام: ”نَحنُ وَجهُ اللهِ الَّذی لا یَهلِک.“» ترجمه: «امام صادق علیهالسّلام فرمود: ”ما همان وَجه و جلوۀ خدا هستیم که آن را هلاکی نیست!“» (محقق)
