
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
3شیعه باید امام را در میان خود مطرح کند؛ یعنی باید توجّه داشته باشد که حقیقت تشیّع و حقیقت مکتب، به وجود امام است. البته نه به وجود ظاهری امام،
بلکه به حقیقت امام است که آن حقیقت امامت، در هر زمانی در یک نفس از نفوس قدسیه ظهور پیدا کرده است؛ یک زمان در امام جواد علیه السّلام، یک زمان در امام موسی بن جعفر، یک زمان در امام هادی، یک زمان در امام سجاد و همینطور... .
اثرات معنوی حیات امام زمان علیه السّلام برای شیعیان
مسئلهای که در ولادت امام زمان علیه السّلام مطرح است و آن مسئله باید مورد توجّه قرار بگیرد مسئلۀ حیات امام و حیات امامت است. گرچه در سایر مناسبتهای ائمّه علیهم السّلام هم مطلب به همین کیفیّت است، ولی بهواسطۀ حیات ظاهری آن حضرت، این مسئله میتواند بیشتر مورد توجّه و دقت قرار بگیرد. ما ولادت پیغمبر را هم عید میگیریم، اما بالأخره پیغمبر از دنیا رفتهاند و فوت کردهاند، چون حضرت را مسموم کردند و عایشه هم مسموم کرده است.1 ولادت امام جواد علیه السّلام را عید میگیریم، اما بالأخره امام جواد از دنیا رفتهاند و شهید شدهاند؛ آن حضرت را مسموم کردند و معتصم، خلیفۀ عبّاسی آن حضرت را مسموم کرد.2 هر کدام از ائمّه عمر ظاهری خود را طی کردند و به عالم باقی هجرت کردند و امامت و ولایت به امام زمان علیه السّلام منتقل شده است. حداقل تفاوتی که میلاد امام زمان علیه السّلام با آنها دارد، در این است که ما احساس میکنیم این ولایت زنده است و حیات دارد. این ولایت، ولایتی است که مثل سایر مناسبتهای مکتب، از اعیاد و وفیات و بعثت و غدیر و امثال ذلک، صرفاً یادآوری یک خاطره نیست؛ بلکه ما ولادت فردی را عید میگیریم که صاحب ولایت است و در میان ما حیات دارد و مانند ما حرکت دارد و زندگی میکند.3 این مسئلۀ خیلی مهمی است.
در مرتبۀ پایین، حداقلّ مطلب این است که ما احساس میکنیم صاحب قدرت و سیطره و ولایتی بر ما اشراف دارد و اعمال و حرکات ما را زیر نظر دارد.4 صرفنظر از مطالب و چرندیات و مزخرفاتی که اینطرف و آنطرف راجع به علم امام مطرح میشود و میگویند: «آیا امام علم غیب دارد یا ندارد؟» که این چرندیات در دوران امامت ائمّه علیهم السّلام همیشه از بین مخالفین شنیده میشد و هماکنون نیز این مسائل به گوش میرسد،5 ما احساس میکنیم که دو دیدۀ رقیب و عتیدی همواره بر اعمال ما ناظر و شاهد است. و این مسئلهای است که اگر انسان به این مطلب فکر کند، در زندگی و احوال او تغییر اساسی ایجاد میکند.
- . تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 200؛ بحار الأنوار، ج 28، ص 20.
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 4، ص 380 ـ 384.
- . الغیبة، نعمانی، ص 163:
«سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ علیه السّلام یَقولُ: ”صاحِبَ هذا الأمرِ یَتَرَدَّدُ بَینَهُم و یَمشی فی أسواقِهِم و یَطَأُ فُرُشَهُم، و لا یَعرِفونَه حَتّیٰ یَأذَنَ اللهُ لَهُ أن یُعَرِّفَهُم نَفسَه.“»
ترجمه: «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”صاحب این امر در میان مردم حرکت میکند و در بازارهایشان راه میرود و بر فرشهایشان قدم میگذارد، ولی مردم او را نمیشناسند تا آن زمان که خداوند به او اجازه دهد که خود را به آنان بشناساند.“» (محقق) - . الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 902:
«و قد کَتَبَ إلَی الشَّیخِ المُفیدِ: ”نَحنُ و إن کُنّا ثاوینَ بِمَکانِنا النّائی عن مَساکِنِ الظّالِمینَ حَسَبَ الَّذی أراناهُ اللهُ لَنا مِنَ الصَّلاحِ و لِشیعَتِنا المُؤمِنینَ فی ذٰلِکَ ما دامَت دَولَةُ الدُّنیا لِلفاسِقینَ، فإنّا نُحیطُ عِلمًا بِأنبائِکُم و لا یَعزُبُ عَنّا شَیءٌ مِن أخبارِکُم [و مَعرِفَتُنا بِالذُّلِّ الّذی أصابَکُم مُذ جَنَحَ کَثیرٌ مِنکُم إلیٰ ما کان السَّلَفُ الصّالِحُ عَنهُ شاسِعًا و نَبَذوا العَهدَ المأخوذَ وَراءَ ظُهورِهِم کأنَّهُم لا یَعلَمونَ]، و إنّا غیرُ مُهمَلینَ لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرِکُم، و لولا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللّاواءُ و اصطَلَمَکُمُ الأعداءُ. و لو أنَّ أشیاعَنا [وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ] عَلَی اجتِماعِ القُلوبِ لَما تأخَّرَ عَنهُمُ الیُمنُ بِلِقائِنا؛ فَما یُحبَسُ عَنهُم مُشاهَدَتُنا إلّا لِما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکرَهُهُ.“»
ترجمه: «حضرت بقیّةالله عجّل الله تعالیٰ فرجه در توقیع شریف خود به شیخ مفید چنین فرموده است: ”هرچند بر طبق صلاح ما و شیعیانمان ـ که خداوند این صلاح را به ما نشان داده و تا زمان بقاء دولت ستمگران بر همین منوال خواهد بود ـ ما در جایی به دور از منزلگاه ستمگران سکنیٰ گزیدهایم، امّا بر تمام احوال شما اشراف کامل داریم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست [و نسبت به خواریای که به شما رسیده نیز آگاهیم، که بسیاری از شیعیان به کردارهای ناشایستی گرایش پیدا نمودهاند که گذشتگان صالح از آن دوری میگزیدند و آن عهد و پیمان را که از آنان أخذ شده به پشت سر افکندهاند، گویی که هیچ نمیدانند!] و ما رعایت حال شما را رها نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم! و اگر جز این بود هرآینه سختی و گرفتاریها بر شما نازل میشد و دشمنان هلاکتان مینمودند!
و اگر چنانچه شیعیان ما [که خداوند ایشان را بر طاعت خویش موفّق گرداند] در وفای به عهدی که با آنان شده یکدل بودند هرآینه تشرّف آنان به یُمنِ ملاقات ما به تأخیر نمیافتاد! که هیچ امری موجِب محرومیّت آنان از فیض دیدار ما نمیشود مگر آن اعمالی که از آنان سر میزند و ناملایماتی که از جانب ایشان به ما میرسد که ما ناپسند میداریم!“» (محقق) - . رجوع شود به شهید جاوید حسین بن علی علیهالسّلام، صالحی نجفآبادی، ص 451 ـ 459 و 498 و 499 و 533 ـ 536.
