
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
19هدف اصلی طالب علوم اهل بیت علیهم السّلام
کسی که وارد علوم اهلبیت میشود باید فقط این مقصد و هدف را داشته باشد:
اول: رسیدن به حقیقت مرام و معتقَد امام علیه السّلام؛
دوم: پایبندی به مطالبی که از آن حضرات رسیده است؛
سوم: عدم انحراف به چپ و راست و عدم توجّه به شخصیتهای دنیوی در هر وضعیت و در هر موقعیت؛
و در آخر: تبلیغ و نشر این مکتب و این هدف در میان مردم.
البتّه این مسئله باید همراه با تزکیه و مراقبه و توجّه باشد و انسان باید بداند که مقام ولایت در همهحال پشتیبان و حامی است و خود حضرت، ولیّ و قیّم این مکتب و راهیان این مکتب است.1
از صاحب ولایت و مولود مبارک امروز، حضرت بقیّةالله أرواحنا لتراب مَقدمه الفداء امیدواریم که بینش ما را هرچه بیشتر نسبت به اهداف عالیه و راقیۀ اسلام بیشتر کند، و پای ما را در این مسیر ولایت اهلبیت محکمتر و متقنتر کند، و هدف و مقصود ما را جز وصول به ولایت و حقیقت توحید چیز دیگری قرار ندهد،2 و ما را در دنیا و در آخرت از زیارت آن حضرت و از شفاعتشان محروم نکند!
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّد و آل محمّد
- . جهت اطلاع بیشتر پیرامون مسئلۀ انحصار ولایت و قیّومیّت مکتب تشیّع در حضرت بقیّةالله علیه السّلام، رجوع شود به رساله اجتهاد و تقلید، ص 200، تعلیقه.
- . الکافی، ج 8، ص 247:
«عن أبیعبدالله علیه السّلام، قال: ”لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفَةِ اللهِ عزّوجلّ، ما مَدّوا أعیُنَهُم إلیٰ ما مَتَّعَ اللهُ بِهِ الأعداءَ مِن زَهرَةِ الحَیاةِ الدُّنیا و نَعیمِها و کانَت دُنیاهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا یَطَئونَهُ بِأرجُلِهِم و لَنُعِّموا بِمَعرِفَةِ اللهِ جَلَّوعَزَّ و تَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَل فی رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولیاءِ اللهِ. إنَّ مَعرِفَةَ اللهِ عزّوجلّ آنِسٌ مِن کُلِّ وَحشَةٍ و صاحِبٌ مِن کُلِّ وَحدَةٍ و نورٌ مِن کُلِّ ظُلمَةٍ و قوَّةٌ مِن کُلِّ ضَعفٍ و شِفاءٌ مِن کُلِّ سُقمٍ. قَبلَکُم قَومٌ یُقتَلونَ و یُحرَقونَ و یُنشَرونَ بِالمَناشیرِ و تَضیقُ عَلَیهِمُ الأرضُ بِرُحبِها فَما یَرُدُّهُم عَمّا هُم عَلَیهِ شَیءٌ مِمّا هُم فیهِ مِن غیرِ تِرَةٍ وَتَروا مَن فَعَلَ ذَلِکَ بِهِم و لا أذًی، بَل ما نَقَموا منهم إلّا أن یُؤمِنوا بِاللهِ العَزیزِ الحَمیدِ! فَاسألوا رَبَّکُم دَرَجاتِهِم و اصبِروا عَلیٰ نَوائِبِ دَهرِکُم تُدرِکوا سَعیَهُم!“»
نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 314:
«اگر مردم میدانستند که چه فضیلتی را در معرفت خداوند تعالیٰ حائز میگردند، چشمان خود را به آنچه دشمنان از آن متمتّع هستند، از بهجت و نضارت و تری و تازگی حیات دنیا و نعمتهایش نمیدوختند، و دنیای ایشان در نزد اینان از آنچه را که در زیر پاهای خود لگد میکنند کمتر بود، و تحقیقاً در نعمت معرفت خدا متنعّم بودند و چنان در مسرّت و لذّت معرفتش متلذّذ بودند که گویی پیوسته و بهطور جاودان در باغهای بهشتی با اولیای خدا در لذّت بسر میبرند. معرفت خدا انیسی است که نمیگذارد هیچ وحشتی به انسان برسد، و رفیقی است که هیچ تنهایی با او اثری ندارد، و نوری است که با او هیچ تاریکی و ظلمتی جمع نمیشود، و قدرتی است که هیچ ناتوانی با او مجتمع نمیگردد، و شفائی است که با وی هیچ مرضی تاب مقاومت نمیآورد.
و پس از این فرمود: پیش از شما طوائفی بودند که کشته میشدند و آتش زده میشدند و با ارّه استخوانهایشان بریده میشد، و دنیای بدین وسعت و فراخی بر ایشان تنگ میشد، و با اینحال هیچ عاملی نمیتوانست ایشان را از آنچه با آنها از معرفت خدا بود برگرداند و منصرف کند؛ بدون آنکه کسانی که با اینها این اعمال را انجام میدادند، نسبت به آنها حقدی داشته باشند و نه خونی از آنها ریخته باشند و نه اذیّتی از ناحیۀ ایشان به آنها رسیده باشد تا در اثر تلافی و انتقام، دست به چنین مجازاتی گشوده باشند؛ هیچ جرم و گناهی نداشتند مگر آنکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند! بنابراین، شما از خدایتان بخواهید تا درجات و مقاماتشان را به شما عنایت کند و بر مصائب و مشکلات روزگارتان صبر کنید و شکیبا باشید تا به سعی و همّت و جدیّت آنها برسید!“»
