
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
18حالا بنده میگویم: اصلاً ده میلیارد! ثروتمندترین مرد این دنیا کیست و چقدر پول دارد؟ مثلاً پنجاه میلیارد، صد میلیارد؟! اگر بگویند: «آقا این صد میلیارد را به شما میدهیم، ولی آن مقدار از علوم اهلبیت را که شما فراگرفتهاید به ما بدهید و دیگر هم خبری نیست و به شما نمیدهیم.» اگر کسی بخواهد بدهد دیوانه است!
درست مثل قضیۀ أبیبصیر است که پیش امام صادق علیه السّلام آمد و شکایت کرد. روایت مفصلی است. حضرت فرمودند: «باز کن!» و بعد اشاره کردند و او چشمش را باز کرد و افراد را دید. بعد حضرت فرمودند: «میخواهی در روز قیامت با ما باشی ولی اینجا أعمیٰ باشی، چون خدا در پروندۀ تو نابینایی در این دنیا را نوشته است و این در پروندۀ توست؛ یا میخواهی الآن چشمت را باز کنم ولی آن دنیا دیگر کارت دست خودت باشد؟!» أبیبصیر گفت ـ البته بنده زبان حالش را دارم میگویم ـ: «مگر من دیوانه هستم؟! یا ابنرسولالله، من صد هزار سال نخواستم آن بینایی را که بینایی باطن و اتصال به ولایت را از من بگیرد!»1 و درست هم میگفت و خدا خیرش بدهد.
حالا بنده هم همین را دارم میگویم: اگر بگویند: «آقا این مدرکاتی را که از علوم اهلبیت بهدست آوردهای، به ما بده تا دیگر ذهنت صاف بشود، انگار هیچ چیزی نخواندهای؛ ولی در مقابل این قضیّه، ما صد میلیارد به تو میدهیم!» آیا میدهیم یا نمیدهیم؟ اگر بدهیم قافیه را باختهایم و کلاهمان پسِ معرکه است! چون این علوم اهلبیت، علومی است که انسان را به واقعیّت میرساند؛ امّا هندسه و پزشکی و... که به واقعیّت نمیرساند!2 بله، یک طبیب باید برای خدا کار کند، زندگیاش باید برای او باشد، مقام اخلاص در عمل داشته باشد، به امور عبادی خود رسیدگی کند و... . این مطلب دیگری است و خدا هم اجر میدهد؛ ولی کدام علم به واقعیّت میرساند؟! فقط علم اهلبیت!3 این نکتهای است که ما باید متوجّه آن باشیم.
- . بصائر الدرجات، ج 1، ص 269؛ الکافی، ج 1، ص 470.
- . الکافی، ج 1، ص 32:
«عن أبیالحَسَنِ موسَی علیه السّلام قال: دَخَلَ رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم المَسجِدَ فإذا جَماعَةٌ قد أطافوا بِرَجُلٍ، فَقالَ: ”ما هذا؟“ فَقیلَ: ”علّامةٌ.“ فَقالَ: ”و ما العلّامةُ؟“ فَقالوا لَهُ: ”أعلَمُ النّاسِ بِأنسابِ العَرَبِ و وَقائِعِها و أیّامِ الجاهِلیَّةِ و الأشعارِ العَرَبیَّةِ.“ (قال:) فَقالَ النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”ذاکَ عِلمٌ لا یَضُرُّ مَن جَهِلَهُ و لا یَنفَعُ مَن عَلِمَهُ!“ ثُمَّ قال النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”إنَّما العِلمُ ثَلاثَةٌ: آیَةٌ مُحکَمَةٌ أو فَریضَةٌ عادِلَةٌ أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ، و ما خَلاهُنَّ فَهوَ فَضل.“»
نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 294:
«رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم داخل مسجد شدند که دیدند گروهی از مردم گرداگرد مردی را گرفتهاند و به دور او جمع شدهاند. حضرت گفتند: ”این چیست؟!“ گفتند: ”علاّمه است.“ حضرت گفتند: ”علاّمه چیست؟!“ گفتند: ”داناترین مردم است به انساب عرب و تاریخ و وقایع آنها، و به جریاناتی که در عصر جاهلیّت واقع شده است، و به اشعار عرب.“
حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام گفتند: در این حال رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گفتند: ”این علمی است که با نداشتنش کسی را ضرری نمیرسد و با داشتنش کسی را منفعتی عائد نمیگردد.“ و پس از آن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گفتند: ”علم منحصر در سه چیز است: آیۀ محکم و یا فریضۀ عادل و یا سنّت قائم؛ و غیر از این سه چیز، هرچه باشد زیادی است.“» - . جهت اطّلاع از مراد و مقصود از علمی که در اسلام بدان توصیه شده است رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 281 ـ 305.
