
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
16چون سکوت در اینجا سکوت در قبال خلاف است و این دیگر در مقابل امام صادق ایستادن است! اینجا نمیتوان گفت که حالا حرف نزنید و چیزی نگویید و مطرح نکنید و کاری نکنید! چون مسئله اینطور نیست و وقتی شخصی بهعنوان یک عالم، مسئلهای مطرح میکند که مخالف مبانی تشیّع و مخالف عقاید مکتب تشیّع است، انسان نباید در این مورد بهخاطر این شخص سکوت کند؛ چون سکوت در اینجا تمام زحمات امام صادق را زیر پا میگذارد و تمام تلاشهای ائمّه را از بین میبرد.
1400 سال ما با اهلتسنّن احتجاج کردیم که خلیفۀ ثانی در مقابل وحی ایستاد و ـ نعوذ بالله ـ نسبت هذیان و خرافهگویی به پیغمبر داد،1 با همین بیان! حالا یک نفر بلند میشود میگوید: «اصل این قضیّه دروغ است!» عجب! بعد هم بگوییم: بنشینیم و ساکت باشیم و دیگر حرفی نزنیم و مسئلهای نگوییم! با این حرف، مکتب و مبانی تشیّع زیر سؤال میرود! یا اینکه بگوییم: «اصلاً زیارت عاشورا سند ندارد!» پس دیگر چه ماند؟!2 یا آن آقا در فلانجا میگوید: «اصلاً این قضیّۀ لگد زدن به حضرت زهرا دروغ محض است! چه کسی همچنین کاری میکند؟!»3 الحمدللّه مطالبی که اهلتسنّن
هم اعتراف میکنند،4 ما کاسۀ داغتر از آش شدهایم و میخواهیم رد کنیم!
اینجاست که ما بهجای اینکه آن حقیقت و واقعیّت را بگیریم و بهجای اینکه مسئلۀ متابعت از امام علیه السّلام را بگیریم و به آن عمل کنیم، با سایر مسائل، مثل موقعیتهای روز، شرایط روز، مصالح روز، منافع روز، مقتضیات روز و... خلط و مزج میکنیم و با همدیگر عجین میکنیم و یک آش شلهقلمکار بیرون میدهیم! ابداً اینطور نمیشود!
هدف فقط رسیدن به مبانی اصیل اهلبیت، و طریق فقط راه اولیای الهی
آن کسی که میخواهد وارد این سلک و مسیر بشود باید هدف و طریقش را مشخص کند. هدف باید رسیدن به مبانی اصیلی باشد که از چهارده معصوم آمده است و بس، والسّلام!5 طریق باید طریقی باشد که انسان را بدون انحراف به راست و چپ، به این هدف برساند. طریق، طریق اولیای الهی است. اینجا است که مشخص میشود که نباید تصوّر شود که هر کسی در این لباس آمد، انسان را به این هدف میرساند. نه، مسئله اینطور نیست.
- . الملل و النّحل، ج 1، ص 22؛ صحیح البخاری، ج 1، ص 37؛ ج 5، ص 138؛ ج 8، ص 161؛ صحیح مسلم، ج 5، ص 76؛ السقیفة و فدک، ص 76؛ طرف من الأنباء و المناقب، ص 25؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص 274؛ إرشاد القلوب، ج 2، ص 393؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 12، ص 20.
- . سند روایی زیارت عاشورا در کامل الزّیارات، ص 174 اینچنین آمده است:«حَدَّثَنی حَکیمُ بنُ داوُدَ بنِ حَکیمٍ و غَیرُهُ، عن محمّدِ بنِ موسَی الهَمدانیِّ، عن محمّدِ بنِ خالِدٍ الطَّیالِسیِّ، عن سَیفِ بنِ عَمیرَةَ و صالِحِ بنِ عُقبَةَ جَمیعًا عن عَلقَمَةَ بنِ محمّدٍ الحَضرَمیِّ و محمّدِ بنِ إسماعیلَ، عن صالِحِ بنِ عُقبَةَ، عن مالِکٍ الجُهَنیِّ، عن أبیجعفرٍ الباقرِ علیه السّلام قال: ”مَن زارَ الحُسَینَ علیه السّلام یَومَ عاشوراءَ مِنَ المُحَرَّم....“ فَقالَ: ”یا عَلقَمَةُ، إذا أنتَ صَلَّیتَ رَکعَتَینِ بَعدَ أن تومِئَ إلَیهِ بِالسَّلامِ و قلتَ عندَ الإیماءِ إلَیهِ و مِن بَعدِ الرَّکعَتَینِ هذا القَول:... السَّلامُ عَلَیکَ یا أباعبدِاللهِ، السَّلامُ عَلَیکَ یا ابنَرسولِالله... .»
- . قائل به این مطلب آیة الله محمدحسین آلکاشف الغطاء در کتاب جنة المأوی، ج 1، ص 62 ـ 66 میباشد؛ و دیگر گویندۀ این کلام سید محمدحسین فضل الله از علمای معروف لبنان است (منبع: سایت آپارات، صفحه کتاب الله و عترتی شبکه جهانی ولایت، کلیپ صوتی سخنرانی سید محمد حسین فضل الله؛ سایت یوتیوب، کلیپ تصویری تحت عنوان ردّ دروغ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط آیةالله فضل الله، زمان انتشار: 7/مارس/2015 م.)آیةالله سید جعفر مرتضیعاملی در کتاب مأساة الزهراء علیها السّلام، ج 1، ص 130 جواب قاطع و مستدلّی از شبهات ایشان نسبت به انکار شهادت حضرت زهرا داده است. (محقّق)
- . المراجعات، سیّد شرف الدین، ص 346، تعلیقه: «تَهدیدُهم عَلیًّا بِالتَحریقِ ثابتٌ بالتواترِ القَطعی، و حَسبُکَ ما ذکَرَه الإمامُ ابنُقُتَیبة فی أوائلِ کتابِ الإمامة و السیاسة، و الإمامُ الطَبَریُّ فی موضعین من أحداث السَّنَةِ الحادیة عشرة من تاریخه المَشهور، و ابنُعبدِ رَبّه المالکیّ فی حدیث السَّقیفة من الجزء الثانی من العِقد الفَرید، و أبوبکرٍ أحمدُ بنُ عبدِالعزیز الجوهریّ فی کتاب السقیفة، کما فی ص 134 من المجلّد الأول من شرحِ النَّهجِ الحَمیدیّ الحَدیدیّ، و المَسعودیّ فی مروج الذهب نقلًاعن عُروةِ بنِ الزُّبَیرِ فی مقام الاعتِذار عن أخیه عبدِالله، إذ هَمَّ بِتَحریقِ بُیوتِ بَنیهاشم حینَ تَخَلَّفوا عن بَیعته، و الشهرستانیُّ نقلًا عن النَّظّام عندَ ذِکرِه الفِرقةَ النّظّامیّةِ من کتابِ المِلَلِ والنِّحَل، و أفرَدَ أبومِخنَفٍ لأخبارِ السقیفةِ کتابًا فیه تفصیلُ ما أجمَلناه. و ناهیکَ فی شُهرةِ ذٰلک وتواتُرِه قولُ شاعرِ النّیل، الحافظُ إبراهیمُ فی قصیدته العُمَریّة السائرة الطائرة:
و قَولَةٌ لِعَلیٍّ قالَها عُمَرُ *** أکرِم بِسامِعِها أعظِم بِمُلقیها حَرَّقتُ دارَکَ لا اُبقی علیکَ بها *** إن لم تُبایِع و بِنتُ المُصطَفیٰ فیها هٰذه مُعامَلَتُهم للإمام الّذی لا یکون الإجماعُ حجةً عندَنا إلّا إذا کان کاشفًا عن رأیه! فمَتیٰ یَتِمُّ الاحتجاج بمِثلِ إجماعِکم هٰذا علینا، و الحالُ هٰذه یا مُنصِفون؟!»الملل و النّحل، ص 57، به نقل از ابراهیم بن سیّار بن هانی النظّام: «فقالَ: إنَّ عُمَر ضَربَ بَطنَ فاطمةَ یومَ البَیعَةِ حَتّیٰ ألقَتِ الجَنینَ مِن بَطنِها؛ و کان یَصیحُ: ”أحرِقوا دارَها بِمَن فیها!“ و ما کان فی الدّارِ غیرُ علیٍّ و فاطمةَ والحسنِ والحُسینِ!»الوافی بالوفیات، ج 6، ص 15: «و قال [أی النّظّامُ]: إنّ عُمَر ضَرَبَ بَطنَ فاطمةَ یومَ البَیعةِ حَتّیٰ ألقَت المُحسِنَ من بَطنِها.»الإمامة و السّیاسة، ص 30: «قال: و إنّ أبابکرٍ ـ رضیَ اللهُ عَنه ـ تَفَقَّد قَومًا تَخلَّفوا عن بَیعَتِه عندَ عَلیٍّ کرَّمَ اللهُ وَجهَه، فبَعَث إلیهم عُمَرَ، فَجاءَ فَناداهُم و هُم فی دارِ عَلیٍّ فأبَوا أن یَخرُجوا، فَدَعا بالحَطَبِ و قال: ”و الَّذی نَفسُ عُمَرَ بیَدهِ، لَتَخرُجُنَّ أو لَأحرَقتُها علیٰ مَن فیها!“ فقیلَ لَه: ”یا أباحَفصٍ، إنَّ فیها فاطمةَ!“ فقال: ”و إن!“»میزان الاعتدال، ج 1، ص 139، فصلُ ذکرِ أحوالِ أحمدِ بنِ محمّدِ بنِ السَّریِّ بن یحییٰ بن أبیدارِم المُحدِّث: «و قال محمّدُ بنُ أحمدَ بنِ حَمّادِ الکوفیّ الحافظُ، بعدَ أن أرَّخَ مَوتَهُ: کان مُستقیمَ الأمرِ عامَّةَ دَهرِه، ثُمَّ فی آخرِ أیّامِه کان أکثرَ ما یُقرَأُ عَلیهِ المَثالِبُ. حَضَرتُه و رَجُلٌ یَقرَأُ علیهِ: ”إنَّ عُمَرَ رَفَسَ *** فاطمةَ حَتّیٰ أسقَطَت بمُحسِن.“» *** قال الفراهیدی فی کتاب العین، ج 7، ص 246: «الرَّفسَة: الصَّدمة بالرِّجلِ فی الصَّدر.» و قال الجوهری فی الصحاح، ج 3، ص 936: «الرَّفسُ: الضَّربُ بالرِّجل.»ما کان غَیرُ أبیحَفصٍ بِقائِلِها *** أمامَ فارِسِ عَدنانٍ و حامیها - . الکافی، ج 1، ص 265: «إنَّ اللهَ عزّوجلّ أدَّبَ نَبیَّهُ عَلیٰ مَحَبَّتِهِ فَقالَ: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾ [سوره قلم (68) آیه 4] ثُمَّ فَوَّضَ إلَیهِ فَقالَ عزّوجلّ: ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا﴾ [سوره حشر (59) آیه 7] و قال عزّوجلّ: ﴿مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَهَ﴾ [سوره نساء (4) آیه 80]. (قال: ثُمَّ قال:) و إنَّ نَبیَّ اللهِ فَوَّضَ إلیٰ عَلیٍّ و ائتَمَنَهُ فَسَلَّمتُم و جَحَدَ النّاسُ، فَوَاللهِ لَنُحِبُّکُم أن تَقولوا إذا قُلنا و أن تَصمُتوا إذا صَمَتنا، و نَحنُ فیما بَینَکُم و بَینَ اللهِ عزّوجلّ، ما جَعَلَ اللهُ لِأحَدٍ خَیرًا فی خِلافِ أمرِنا.“» ترجمه: «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”خداوند عزّوجل پیامبرش را بر محبّت خویش تربیت کرد و فرمود: ﴿همانا تو بر اخلاق عظیمی هستی!﴾ سپس خداوند امرش را به او واگذار نمود و فرمود: ﴿هر چیزی که پیغمبر، شما را بدان امر کرد بگیرید و هرچه شما را از آن نهی فرمود پس فرو نَهید!﴾ و فرمود: ﴿هرکس پیامبر را اطاعت نماید همانا خدا را اطاعت نموده است!﴾“ (سپس حضرت فرمود:) ”و همانا رسول خدا امر را به علی واگذار نمود و او را امین خود شمرد، پس شما تسلیم حق گشتید و مردم انکار نمودند. پس به خدا قسم دوست داریم شما را که بگویید، وقتی ما بگوییم و سکوت کنید وقتی ما سکوت نماییم. و ما واسطۀ میان شما و میان خداوند عزّوجل هستیم، و خداوند برای کسی در خلاف امر ما خیری قرار نداده است.“» (محقق)الکافی، ج 2، ص 402: «أما إنَّهُ شَرٌّ عَلَیکُم أن تَقولوا بِشَیءٍ ما لَم تَسمَعوهُ مِنّا.» ترجمه: «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”هرآینه چقدر بد است که به امری حکم کنید بدون اینکه آن را از ما شنیده باشید!“» (محقق)بصائر الدرجات، ج 1، ص 511: «کُلُّما لَم یَخرُج مِن هذا البَیتِ فَهوَ باطِلٌ.» ترجمه: «امام باقر علیه السّلام فرمود: ”هر مطلبی (از معارف و احکام دینی) که از این خانه (و از نزد اهلبیت علیهم السّلام) بیرون نیامده باشد باطل است!“» (محقق)
