
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
11آن کسی که در این شرایط عِمامه میگذارد، یعنی میگوید: من این مکتب را با همۀ سختیها و صعبها و فراز و نشیبش پذیرفتهام؛ نه فقط جنبۀ علمی و فقهیاش را، آنهم با آقای دکتر گفتن و کف زدن و در اینجا و آنجا سمینار و کنفرانس گذاشتن و عکس در مجلات گذاشتن و اینطرف کامپیوتر گذاشتن و آن طرف چه گذاشتن! بلکه با همۀ حرفها و نقلها و شرایط و لوازمش پذیرفتهام. من وارد مکتب امام صادق شدهام؛ چه به من بد بگویند و چه مرا ترغیب و تشویق بکنند، برای من تفاوتی ندارد!1 یعنی این مکتب را بهعنوان اصل پذیرفتهام.
کفایت مکتب اهلبیت علیهم السّلام برای سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی بشریّت
یکی از همین معمّمین و فضلا بود که سابقاً با مرحوم آقا ارتباط داشت و بنده
هم در دوران طفولیّت میدیدم که هم با مرحوم آقا به منزل ایشان میرفتیم و هم ایشان میآمد. بعداً شنیدیم که ایشان به فرانسه رفته است و در دانشگاه فرانسه حقوق میخواند. گفته بود: «من در اینجا آمدم تا اطلاعاتم نسبت به مسائل بیشتر بشود و بهتر بتوانم مطالب را بفهمم.» مرحوم آقا راجع به او این حرف را زدند ـ خوب دقت کنید ـ :
اگر این شخص نیاز خودش را در مکتب امام صادق میدید دیگر دست گدایی بهسوی فرانسه و غرب دراز نمیکرد!
معلوم میشود که این فرد امام صادق و امام باقر را برای خودش کافی ندیده است که آنجا رفته است تا ببیند مونتِسکیو2 و دیگران چه گفتهاند.3 اگر از مکتب امام صادق احساس غنا میکرد هرگز نمیرفت!4
میخواهم حرفی بگویم که تا بهحال نزدهام و امروز برای رفقایی که میخواهند معمّم شوند میگویم: «ما باید بدانیم که آنچه هست، در مکتب امام صادق است و بس! بقیّه همه پوچ و تخیلات و فضولات توهمی و تخیلی مغزهای فاسد و مادی است!»5
روح القوانینی که جناب مونتسکیو نوشته است عبارت است از تراوشات یک مغز مادی؛ آن مغزی که به اقتصاد فقط برای جلب منافع به خود نگاه میکند و هیچگاه بندگان خدا را بهعنوان افراد مساوی و همطراز در نعمات الهی نمیبیند، لذا میگوید:«در آن حدی حرکت کن که نه آزارت به غیر برسد و نه آزار غیر به تو برسد.» و این یک دیدگاه مادی است، نه دیدگاه الهی.در مکتب الهی میگویند: در آن مسیری حرکت کن که اگر آزاری از غیر به تو رسید باز هم او را با آغوش باز بپذیری و با او به لطف برخورد کنی و از تو فقط لطف و عنایت و اغماض و ایثار و گذشت تراوش کند.6 این مکتب، مکتب حق است! در...7
- . آیه 39 از سوره احزاب (33):
﴿الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَهَ وَكَفَى بِاللَهِ حَسِيبًا﴾. امام شناسی، ج 7، ص 119:
«آن کسانی که رسالات خداوند را تبلیغ میکنند و از خدا میترسند و از هیچکس جز خدای ترس ندارند، و خداوند در حساب و رسیدگی کافی است.» - . Montesquieu.
- . جهت اطّلاع از تقدّم و تأسیس شیعه در جمیع علوم، رجوع شود به امام شناسی، ج 14، ص 199 ـ 388 و ج 16. و همچنین جهت اطّلاع از عظمت و تقدّم علوم اسلامی بر علوم امروزی، رجوع شود به نورملکوت قرآن، ج 2، ص 210 ـ 279.
- . جهت اطّلاع از اِعراض روشنفکران از مبانی اسلامی در اثر فرهنگ خارجی، رجوع شود به نورملکوت قرآن، ج 2، ص 326 ـ 330.
- . جهت اطّلاع از اینکه قلب امام علیه السّلام کانون افاضۀ علوم مىباشد، رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 181. همچنین جهت اطّلاع از اینکه بلند پایگاه علمی امام جعفر صادق علیه السّلام تا ابد به جهان نورافشان است، رجوع شود به امام شناسی، ج 17.
- . بحار الأنوار، ج 1، ص 226: «[قال الصادقُ علیهالسّلام لعُنوانِ البَصری:]... و أمّا اللَّوَاتی فی الحِلمِ فَمَن قالَ لَکَ: إن قُلتَ واحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا، فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع واحِدَةً! و مَن شَتَمَکَ فَقُل لَهُ: إن کُنتَ صادِقًا فیما تَقولُ فَأسألُ اللهَ أن یَغفِرَ لی و إن کُنتَ کاذِبًا فیما تَقولُ فَاللهَ أسألُ أن یَغفِرَ لَکَ! و مَن وَعَدَکَ بِالخَنا فَعِدهُ بِالنَّصیحَةِ و الرِّعاء.» ترجمه:
«[امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری فرمودند:]... و امّا آن سه چیزی که راجع به بردباری و صبر است: پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگویی ده تا میشنوی، به او بگو: اگر ده کلمه بگویی یکی هم نمیشنوی!
و کسی که تو را شتم و سب کند و ناسزا گوید، به وی بگو: اگر در آنچه میگویی راست میگویی، من از خدا میخواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه میگویی دروغ میگویی، پس من از خدا میخواهم تا از تو درگذرد!
و اگر کسی تو را بیم دهد که به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده که من دربارۀ تو خیرخواه میباشم و مراعات تو را مینمایم.» (روح مجرد، ص 185)
مصباح الشریعة، ص 158: «قال الصّادقُ علیه السّلام: العَفوُ عندَ القُدرَةِ مِن سُنَنِ المُرسَلینَ و أسرارِ المُتَّقینَ. و تَفسیرُ العَفوِ ألّا تُلزِمَ صاحِبَکَ فیما أجرَمَ ظاهِرًا و تَنسیٰ مِنَ الأصلِ ما أُصیبَ مِنهُ باطِنًا و تَزیدَ عَلَی الِاختیاراتِ إحسانًا. و لَن تَجِدَ إلیٰ ذَلِکَ سَبیلًا إلّا مَن قد عَفا اللهُ تَعالیٰ عَنهُ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تأخَّرَ عَنهُ و زَیَّنَهُ بِکَرامَتِهِ و ألبَسَهُ مِن نورِ بَهائِهِ، لِأنَّ العَفوَ و الغُفرانَ صِفَتانِ مِن صِفاتِ اللهِ تَعالیٰ أودَعَهُما فی أسرارِ أصفیائِهِ لیَتَخَلَّقوا مَعَ الخَلقِ بِأخلاقِ خالِقِهِم و جاعِلِهِم؛ لِذَلِکَ قال اللهُ عزّوجلّ: ﴿وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَهُ لَكُمْ وَاللَهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾، * و مَن لا یَعفو عن بَشَرٍ مِثلِهِ کیف یَرجو عَفوَ مَلِکٍ جَبّارٍ؟! قال النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم حاکیًا عن رَبِّهِ یأمُرُهُ بِهَذِهِ الخِصالِ، قال: ”صِل مَن قَطَعَکَ و اعفُ عَمَّن ظَلَمَکَ و أعطِ مَن حَرَمَکَ و أحسِن إلیٰ مَن أساءَ إلَیکَ!“ و قد أُمِرنا
[ادامه در صفحه بعد] - [ادامه تعلیقه صفحه قبل] بِمُتابَعَتِهِ لِقَولِ اللهِ عزّوجلّ: ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا﴾.** فالعَفوُ سِرُّ اللهِ فی القُلوبِ قُلوبِ خَواصِّهِ فمن [مِمَّن] یُسِرُّ لَهُ سِرَّهُ؟! و قال رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”أ یَعجِزُ أحَدُکُم أن یَکونَ کأبیضَمضَمٍ؟“ قیلَ: یا رسولالله، و ما أبوضَمضَمٍ؟ قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”رَجُلٌ مِمَّن قَبلَکُم کان إذا أصبَحَ یَقولُ: اَللَهمّ إنّی قد تَصَدَّقتُ بِعِرضی عَلَی النّاسِ عامَّة.“» ترجمه:
«امام صادق علیه السّلام فرمود: عفو و گذشت در حال توانایی از شیوۀ رسولان الهی و اسرار نهان پرهیزگاران است. و معنی عفو آن است که از جرم و خطای شخص گنهکار بگذری، در ظاهر او را به خطایش نگیری و در دل نیز هرآنچه از او به تو رسیده است فراموش نمایی، و اضافه بر آن نیز در حق او نیکی روا بداری، و این عفو را نمییابی مگر در آن کسی که خداوند متعال او را عفو نموده و گناهان گذشته و آیندۀ او را بخشیده باشد و او را به کرامت خویش مزیّن نموده و از نور بها و جمال خویش بر او پوشانده باشد؛ چرا که عفو و غفران دو صفت از صفات خداوند متعالند که در سویدای برگزیدگان خویش به ودیعت نهاده است تا با خلق خدا با اخلاق خالقشان معاشرت نموده (و تجلّیگاه صفات سرمدی حضرت حق باشند)، و بدین جهت خداوند عزوجل فرمود: ﴿و باید که عفو و گذشت کنند و اغماض نمایند؛ آیا دوست ندارید که خداوند بر شما عفو نماید؟! و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است﴾.
و آن کسی که شخصی مانند خود را نمیبخشد چگونه امید عفو و گذشت پادشاهی مقتدر را دارد؟! پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از پروردگارش حکایت نموده که خداوند متعال فرمود: ”با آن کس که از تو بُریده مواصلت و ارتباط برقرار کن، و با آنکس که به تو ستم نموده گذشت و عفو نما، و به آن کس که تو را محروم نموده عطا کن، و به آن کس که به تو بدی کرده احسان و نیکی نما!“ و ما مأموریم که از پیغمبر متابعت نماییم چنانچه خداوند متعال فرمود: ﴿آنچه رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و به کار بندید) و آنچه شما را از آن باز داشته است وانَهید (و دوری گزینید)!﴾ و عفو و گذشت سرّی از اسرار الهی است که در قلوب خاصّان الهی قرار گرفته است. پس چه کسی این سرّ الهی را در سینۀ خود نگه میدارد؟! (یا اینکه: آن خاصّان که اسرار الهی را در سینۀ خود نگه میدارند.) و رسول خدا میفرمود: ”آیا شما عاجزید که مانند أبوضَمضَم باشید؟“ اصحاب پرسیدند: أبوضمضم کیست؟ فرمود: ”مردی از امّتهای گذشته بود که هر روز چون صبح میکرد میگفت: خداوندا، من عِرض و آبرویم را از تمام مردم برای تو صدقه دادم (و هر بدی را که مردم در حق من روا داشتهاند در راه تو بخشیدم!)“» (محقق)
* سوره نور (24) آیه 22.
** سوره حشر (59) آیه 7
- . آیه 39 از سوره احزاب (33):
