اهمّیت مسئلۀ یقین در سیر و سلوک إلیالله
12یا حارِ هَمدانَ مَن یَمُت یَرَنی *** مِن مُؤمِنٍ او مُنافقٍ قَبَلا «ای حارث همدانی، هرکه بمیرد مرا میبیند (پیش از آنکه عزرائیل را ببیند و پیش از اینکه ملائکۀ قبر و حساب و کتاب را ببیند، اوّل مرا میبیند و اوّل من در آنجا حاضرم)؛ چه مؤمن باشد، چه منافق و کافر باشد تفاوتی نمیکند.» چون معیار حرکت در این دنیا و سیر در این دنیا منم. مؤمن را من به ایمان میرسانم، کافر را من به آن کمال کُفرش میرسانم. معیار در حیات انسان و در سیر انسان، من هستم؛ لذا بین مؤمن و بین کافر فرق نمی کند. مَن یَمُت یَرَنی؛ هرکه بمیرد مرا دیده است.
وَ أنتَ عندَ الصِّراطِ تَعرفُنی *** فَلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا «در موقع قیامت، در موقع صراط و در موقع حساب، تو مرا میشناسی؛ چون دنبال من بودی، شیعۀ من بودی، ولایت مرا داشتی.» مگر میشود انسان ولایت کسی را داشته باشد و بهدنبال کسی باشد و او را نشناسد؟!
«فَلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا؛ اصلاً نگرانی به خود راه نده، اصلاً تشویش به خود راه نده، اصلاً پایت در صراط نلرزد!» چون پشت تو منم؛ صراط منم، حساب منم، کتاب منم، قیامت منم، بهشت منم، آنوقت همهچیز منم. تو بهدنبال اصل رفتهای، آنوقت از افراد دیگر نگرانی؟! تو در دریا افتادهای، آنوقت از شمع و آتشی که در یک جا روشن است هراس به دل راه میدهی؟! تو در دریا و اقیانوس افتادهای!
أقولُ للِنّارِ حَین توقَفُ لِلعَرضِ *** دَعیه لا تَقرَبی الرَّجُلا «وقتی که در روز قیامت کنار جهنم ایستادی، امر میکنم به آتش که او را رها کن، نزدیک مشو، کنار او قرار مگیر، از او فاصله بگیر!»
ذَرِیه فَلا تَقْرَبیهِ إنَّ لَه *** حَبلًا بحَبلِ الوَصی مُتَّصِلا1 «نزدیک نشو! چون ریسمانی بین او و بین وصی است!» در هرجا آن ریسمان وجود دارد، آن ریسمان نمیگذارد که آتش نزدیک بشود. نیاز به امر امیرالمؤمنین و نیاز به نهی ندارد؛ وقتی که ریسمان بین تو و بین علی است، چه به آتش بگویند و چه به آتش نگویند، آنجا اصلاً آتش جایی ندارد! به امر کردن نیاز ندارد؛ همینکه پای علی در کار میآید، دیگر از آتش خبری نیست! همینکه پای ولایت در کار میآید، دیگر در آنجا ظلمت نیست! همینکه پای اتّصال به حبل اللَه المتین در کار میآید، اصلاً دیگر در آنجا جهنمی وجود ندارد تا به آن بگویند: برو کنار، فاصله بگیر، نزدیک نشو!
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٦٢٥ ـ ٦٢٧؛ الأمالی، شیخ مفید، ص ٧. با قدری اختلاف در مصادر.
جهت اطّلاع بیشتر، رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ١٧٥؛ معاد شناسی، ج ٢، ص ١٤٥.
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٦٢٥ ـ ٦٢٧؛ الأمالی، شیخ مفید، ص ٧. با قدری اختلاف در مصادر.

