اهمّیت مسئلۀ یقین در سیر و سلوک إلیالله
11﴿لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهۡتَدَيۡتُمۡ﴾؛ این انسان میشود انسانی که دارد پا جا پای حق میگذارد. اشتباه میکند، بکند؛ خدا ما را معصوم خلق نکرده است. آیا ما معصوم هستیم؟! معصوم چهارده نفرند و بس؛ تمام شد! معصوم نیستم. پس حالا که اشتباه میکنیم، اشتباه بر ما نقص نیست؛ پا گذاشتن روی اشتباه نقص است، استمرار بر اشتباه نقص است، تداوم بر خلاف نقص است. این نقص و جرم و خیانت و جنایت است. این عمل میشود عمل خائنانه و این عمل میشود عمل جنایتکارانه و تمام تبعات و لوازمی که مترتب بر این است، گریبان انسان را خواهد گرفت!
امام کاظم علیه السّلام به هشام میفرماید:
ای هشام، اگر در دست تو گوهر است، تمام دنیا بیایند بگویند خزف است، به تو ضرری نمیرساند؛ چون در دستت گوهر است. و اگر در دست تو خزف باشد، تمام مردم بیایند بگویند که در دست تو گوهر است، چیزی نصیب تو نمیشود؛ تو خودت که بهتر میدانی چه خبر است، خودت که بهتر میدانی دستت خالی است؛ حالا بیایند بگویند در دستت گوهر است.1
پس چه بهتر انسان بیاید اعتراف کند که خزف است تا آن خزف تبدیل به گوهر بشود. اگر اعتراف نکند، [قطعاً] تا آخر خزف میماند! آنوقت دیگر در اینجا است که انسان هنگام رفتن، دست بر سر و نادم از این عمر بر باد رفته است که گوش خود را به عدهای عوام و ابلیس و شیطان و رهزن طریق سپرده و آلت دست آنها قرار گرفته است! هر کسی کار خودش را دارد و هر کسی دنبال پروندۀ خودش است. و مهم این است که انسان بداند چه میکند؟ فقط عمل با انسان است. اگر انسان بهدنبال ولایت باشد و بهدنبال حقیقت باشد، آن ولایت و آن حقیقت او را تنها نمیگذارد و دست او را در موارد مختلف میگیرد؛ در این دنیا میگیرد، هنگام رفتن میگیرد.
بشارت امیرالمؤمنین به دوستداران خودشان
امیرالمؤمنین علیه السلام به حارث همدانی چه فرمود؟ وقتی که مریض بود، حضرت به عیادت او رفتند. او اظهار ناراحتی و غَلَق و اضطراب میکرد از اینکه دیگر دارد از این دنیا میرود و دستش خالی است. مطالب و مسائلی که به گوشش خورده است از حساب و کتاب و قبر و قیامت و مسائل آنها، او را مضطرب کرده و به غَلَق انداخته است. امیرالمؤمنین به او رو میکند و میفرماید: آیا تو به من و به ولایت من پایبند هستی؟ اگر هستی دیگر غم نداشته باش، دیگر غصه نداشته باش، دیگر نگرانی برای چه میخواهی داشته باشی؟! وقتی که مرا داری دیگر از چه ناراحتی؟! از عملت؟ عملت را درست میکنم. از اشتباهاتت؟ اشتباهاتت همه را میپوشانم. از خطاهایی که کردهای؟ همه را میپوشانم. از ملائکه نگرانی داری؟ ملائکه همه مأمورین من هستند؛ تو از چه نگرانی؟! نکیر و منکر مأمور من هستند. تو صاحب خانه را گرفتهای، از آن نگرانی؟! از قیامت و حساب و کتاب و تطایُر کتب و... نگرانی؟! تمام آنها به امر من هستند؛ تمام ملائکۀ دوزخ و بهشت به اطاعت من و به امر من دارند انجام میدهند! مگر آن اشعار را نشنیدهایم:
- تحف العقول، ص ٣٨٦، با قدری اختلاف.

