اهمّیت مسئلۀ یقین در سیر و سلوک إلیالله
10بنابراین این آیه بسیار آیۀ مهمی است. این آیه از آن آیههای کلیدی راه انسان و آیهای است که دقیقاً به هدف زده، و دقیقاً آن هدف را برای انسان مشخص کرده است. اوّل بهدنبال این برو که چه هستی و که هستی؟ اوّل بهدنبال این باش که چه راهی را انتخاب کردهای؟ اوّل بهدنبال این باش که در ارتباط با مسائل حق تا چقدر پای کاری و تا چقدر پایداری؟ اگر متوجه شدی که آیا فلانی این کارش درست است یا نه و آمدند به تو گفتند: «حالا تو چهکار داری، رها کن، به این حرفها نگاه نکن» بدان که اینجا نقطۀ خلاف است؛ پایت را نگذار! «حالا رها کن» در راه خدا نیست؛ «حالا بیا بعداً میبینی» در راه خدا جایی ندارد! در راه خدا ﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ﴾ است. اشکال و اشتباه و خطا اشکال ندارد و گاهی برای انسان پیدا میشود و عرض کردم، ایراد ندارد. ما جایز الخطا هستیم و اشتباه میکنیم؛ ولی وقتی که متوجه شدیم دیگر نباید در این اشتباه بایستیم؛ اگر متوجه خطا شدیم باید اعلان کنیم: «آقا، من در این قضیّه اشتباه کردم! ای افرادی که به حرف من آمدید و بهدنبال این جریان رفتید، بدانید که من اشتباه کردم!» باید بگوییم؛ رفع اشتباه وجوب شرعی دارد! نهاینکه [بگوییم]: چون حالا گفتهام، تا روز قیامت بر سر اشتباه بایستم؛ چون این حرف را [زدهام، باید بر سر اشتباه بایستم]! اینها به نفس برمیگردد! میگویند: «دیدی اشتباه کردی؟! دیدی حرفت [اشتباه بود]؟!پس این حرفت هم قابل اعتماد نیست!» نیست که نیست! من وظیفه داشتم آنموقع بگویم؛ الآن وظیفهام عوض شده است و تکلیف دارم باید بگویم. اگر این کار را نکنم، خدا بهشدّت من را مؤاخذه میکند! تا دیروز میدانستم فلان کس فاسق است؛ امروز میبینم که توبه کرده است، یا اینکه در آن اعتقادم اشتباه کردهام. باید بگویم: «آقایان، این شخصی که من گفتم فاسق است، توبه کرده و عادل شده است.» یا اینکه بگویم: «آن اعتقادم خلاف بوده است.» تا دیروز میدانستم این شخص عادل است و مردم را بهسمت او ارجاع میدادم؛ بعداً فهمیدم در این فهمم اشتباه کردهام، باید اعلان کنم و باید بگویم! عقلاً و شرعاً و منطقاً و عرفاً وظیفۀ شرعی و منطقی است که بگویم: «آقایان، بنده نسبت به این شخص هیچ کاری ندارم؛ خودتان میدانید، خودتان تکلیف را تشخیص بدهید، شما به اعتماد من دیگر نسبت به این قضیّه چنین گرایشی را نداشته باشید، بنده سلب مسئولیّت کردم!» اگر نکنم، خدا فردا بهشدّت من را مؤاخذه میکند! مردم به اعتماد تو این راه را رفتند؛ مردم به اعتماد تو این تصمیم را گرفتند؛ مردم به اعتماد تو این مطلب را پذیرفتند؛ چرا وقتی که فهمیدی اشتباه کردی، آنها را از اشتباه در نیاوردی؟! ترسیدی به تو بگویند که اشتباه کردی؟! آیا خطای مردم و ضلالت و گمراهی مردم ایراد و اشکال ندارد؟! این است راه خدا؟! این است راه پیامبر؟! این است راه ائمّه؟! یا نه، هر لحظه که فهمیدی، اگر بخواهی به لحظۀ دیگر بیندازی، معلوم نیست که در آن فاصلۀ بین دو لحظه چه اتفاقی میافتد و چه قضیّۀ خلافی صورت میپذیرد؟! و از کجا تو تا لحظۀ دیگر زنده هستی و میتوانی اشتباه خود را پس بگیری؟!

