خصوصیت دعوت به توحید
17پس این آیه برای ما این مطلب را میرساند و بعد دیگر جایی باقی نمیگذارد: ای پیامبر، به مردم بگو که اگر میخواهی بهسمت خدا بروی، پس دیگر غیر از توی پیغمبر و توی علی و غیر از ولیّ الهی را در ذهنت نیاور! حالا به مطلب رسیدیم! غیر از پیغمبر و علی و آن کسی که پایش را جای پای علی گذاشته است، دیگر نباید در ذهن بیاوری! اگر در ذهن بیاوری قلب چند تکه میشود؛ یک تکهاش بهسمت امام معصوم علیه السّلام است و تکههای دیگر [این میشود که] این هم آدم خوبی است و آن هم آدم خوبی است! آنوقت فکر چند تکه میشود و آن استقامت فکری و آن توجه قلب به ولایت، متزلزل میشود، چون قلب چند تکه شده است. این هم آدم خوبی است، حالا این یک اشتباه کرده است، عیبی ندارد؛ بالأخره همۀ کارهایش که اشتباه نیست و بشر هم که جایز الخطا است! نه، بشر جایز الخطا هست یا نه، به من چه مربوط است؟! تو فقط باید یک نفر در مقابلت باشد؛ فقط امام علیه السّلام را باید در مقابلت ببینی! این آدم خوب است، برای خودش خوب است؛ آن آدم اشتباه میکند، برای خودش اشتباه میکند؛ به من چه ارتباط دارد، به تو چه ارتباط دارد؟! پس تو آمدی در کنار عصمت مطلقه و در کنار ولایت مطلقه کس دیگری را هم قرار دادی که آن شخص قابلیت برای ایستادن در عرض این را نداشته، قابلیت برای در کنار عصمت مطلقه واقع شدن را نداشته و قابلیت برای متابعت را نداشته است. و تو همینکه آمدی در کنار قرار دادی [فکر و قلبت چند تکه شده است].
مگر در زمان مرحوم آقا چنین افرادی نبودند؟! بنده افرادی را در زمان استادشان میدیدم و خود ایشان نقل میکردند در زمان اساتید خودشان، افرادی در محضر این ولیّ الهی میآمدند و در عیناینکه معتقد بودند و شرکت میکردند، ولی حرف از فلانجا هم میزدند؛ [میگفتند]: «بله، در فلان مسجد بودیم فلان آقا چه صحبتهای خوبی میکرد!» «صحبت خوبی میکرد» به اینجا چه مربوط است؟! خوب صحبت میکرد، آنجا برای خودش میکرد؛ پس بلند شو برو همانجا! چرا اینجا آمدهای؟! «بله، فلان آقا هم آدم خوبی است و نمازهای جماعت باحال و با حضور قلبی دارد!» پس بلند شو برو آنجا؛ چرا اینجا آمدهای؟! فلان آقا اینطور است، فلان آقا اینطور است!

