خصوصیت دعوت به توحید
10چرا بعد از پیغمبر با امیرالمؤمنین مخالفت شد؟
رفقا، خیلی توجه کنید؛ مطالبی که عرض میکنم، مطالب دقیقی است و باید خیلی به آن رسید! آن چیزی که در زمان پیغمبر بوده است و آن گریههای پای صحبت پیغمبر کجا رفت؟! آن حرکتها و شمشیر زدنها کجا رفت؟! حلوا که نمیخوردند! شمشیر میزدند، تیر میخوردند، شمشیر میخوردند، حرکت میکردند و با پیغمبر میرفتند. آنها کجا رفت؟! آن نمازها و نمازشبهایی که همینها میخواندند کجا رفت؟! اینهایی که آمدند و در مقابل علی شمشیر کشیدند و آن مردک بالای سر امیرالمؤمنین شمشیر کشید که یا به خلافت این [شخص] ایمان بیاور و اقرار کن و دست بده یا الآن میزنم سرت را دو نصف میکنم!1 اینطور کردند آقا! به نام اسلام، به عنوان حفظ اسلام، به عنوان مصلحت اسلام، به عنوان حفظ و مصلحت و امنیت اسلام و هرچه از اینها بلدید و یاد گرفتید، همانها آمدند بالای سر علی شمشیر کشیدند که یا دست بده و بیعت کن یا اینکه الآن گردنت را میزنیم! امیرالمؤمنین چهکار کند؟! یک نگاهی کرد به این مردم و در این نگاهش همه چیز گفت! این را حضرت نفرمود، بلکه من دارم میگویم؛ با آن نگاه [اینطور فرمود]: این بود آنچه در این بیستوسه سال یاد گرفتید؟! آنچه در این بیست و سه سال از پیامبرتان در این جنگها و ناراحتیها و در این تألّمات و مصیبتها و گرفتاریها و صعوبات و اینهایی که بر سرش آمد یاد گرفتید، این بود که الآن بر من شمشیر بکشید و بگویید [بیعت کن] بر خلاف دستور و نصّ صریح الهی در حجة الوداع و در سایر موارد و همین دو سه روز پیش در همین مسجد که رسول خدا آمد و فرمود: «إنّی تارِکٌ فیکم الثّقلین»!2 این بود آنچه شما یاد گرفتید؟! جواب آنها چه بود؟ [گفتند]: یا علی، هذه سبیلنا؛ راه ما این است، راه ما این است که نماز را میخوانیم، راه ما این است که روزه را میگیریم، راه ما این است که خمس و زکاتمان را میدهیم، راه ما این است که جنگ میکنیم، راه ما این است...؛ اما راه ما پیروی از تو نیست! راه ما تبعیّت از ولایت تو نیست! نمازمان را میخوانیم! خواندند دیگر و میخوانند؛ [مگر] الآن نمیخوانند؟! ماشاءاللَه نگاه به این جمعیت بکنید و حظ کنید! میلیون میلیون [جمعیت]! راه ما این است، مجلس میگیریم و گریه میکنیم؛ راه ما این است، جلسه تشکیل میدهیم؛ راه ما این است، دعوت به خدا میکنیم؛ ولی بهدنبال تو نمیآییم! این است راه ما!
- رجوع شود به الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٣٠.
- تفسیر القمی، ج ١، ص ١٧٣.

