حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
17و ایشان میفرمودند:
یک مورد اتفّاق نیفتاد که من با این مرد بزرگ مشورت کنم و بعد خلافش برای من ثابت بشود!
این حرف کیست؟ این حرف یک مرجع تقلید، آنهم مرجعی به مانند مرحوم میلانی است که مگر مانند او را دیگر روزگار به وجود بیاورد! هیهات!
میزان برای حقانیت افراد چیست؟
لذا امام صادق علیه السّلام میفرماید:
تَجِدُ الرَّجُلَ لا یُخطِئُ بِلامٍ و لا واوٍ خَطیبًا مُصقِعًا وَ لَقَلبُهُ أشَدُّ ظُلمَةً مِنَ اللَّیلِ المُظلِم؛ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لا یَستَطیعُ یُعَبِّرُ عَمّا فی قَلبِهِ بِلِسانِهِ و قَلبُهُ یَزهَرُ کَما یَزهَرُ المِصباح.1
مردی را میبیند که خطیب است، سخنور است، خوش سخن میگوید، با بلاغت و فصاحت صحبت میکند که یک واو را بهجای فاء و فاء را به جای واو نمیگذارد، [اما] قلب او از شب تار هم تاریکتر و ظلمانیتر و مکدّرتر است!
عجیب است! بله، همینطور است دیگر و به همین کیفیّت است! نورانیّت که به درس خواندن نیست، نورانیّت که به خوب صحبت کردن و منبر رفتن نیست! عزیز من، نورانیّت به حرفها را پشت سر هم زدن نیست، نورانیّت به عبارات را مسجّع و مقفّا گفتن نیست، به اینها نیست!
«وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لا یَستَطیعُ یُعَبِّرُ عَمّا فی قَلبِهِ بِلِسانِهِ و قَلبُهُ یَزهَرُ کَما یَزهَرُ المِصباح.» مردی را میبینید که قدرت ندارد آن ما فیالضمیر خودش را بیان کند، اینقدر بیسواد است که عبارت را پیدا نمیکند، نمیتواند آن نیّت خود را بگوید، نمیتواند بیان کند، کلمات را نمیتواند مثل آن اوّلی ترجیع و تقفیه بدهد، نمیتواند این کار را انجام بدهد، قدرت بر تکلّم ندارد، سواد ندارد، نصف یک جمله را میگوید نصفش را نمیگوید؛ ولی وقتی که به قلبش نگاه میکنی، این قلب مانند چراغ میدرخشد!
حالا کدام جلوتر هستند؟! کدام مقرّبتر هستند؟! کدامیک از این دو عهد خدا را نگاه داشتهاند؟! کدام از این دو به ندای خدا لبیک گفتهاند؟! موقع رفتن و موقعی که ما ندای ملکالموت را پاسخ میگوییم، کدامیک بدبخت و کدامیک سعادتمند شدهایم؟! آن کسی که فقط یک عمر بهدنبال سخن گفتن و جملات را پشت سر هم ردیف کردن و بعد، هزار خلاف انجام دادن و به اسم خدا و رسول اینها را مطرح کردن است، سعادتمند است؟!
- الکافی، ج ٢، ص ٤٢٢. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٥٤:
«مردی را میبینی که در سخنپردازی و ایراد خطبه و خطابه یک لام و یا واو را به اشتباه نمیگوید، درحالیکه قلب او مانند شب تار در ظلمت و تاریکی منغمر است؛ و در مقابل، مردی را مشاهده میکنی که قادر نیست از ضمیر خود و نیّت خود با زبانش پرده بردارد، ولی قلب او میدرخشد همچنانکه چراغ میدرخشد.»
- الکافی، ج ٢، ص ٤٢٢. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٥٤:

